چرا جو غالب کافهها را گرایشهای انتقادی و اپوزیسیون تشکیل میداد؟ دهباشی: اپوزیسیون کدام است؟ چهارتا آدم دور هم مینشستند و شعر میخواندند و پرت و پلا میگفتند!
در ایران كافه و كافهنشینی مثل هر چیز دیگری كه صفتش مدرن است، مخالفان و موافقان پر و پا قرصی دارد. دستهای ازمخالفان فضای عموماً غیرمذهبیش را گمراهكننده جوانان و تكهای از خاك شیطان میدانند كه گندم غفلت آدم در آن كشت میشود. موافقان فضایش را آماده آموختن گفتوگو میدانند و میگویند در بستر شهرنشینی رو به رشد از آن و امثال آن گریزی نیست، مقابله با این بستر «فرهنگی» از طریق سیاستهای «سرهنگی» ممكن نیست و.... دهمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات- اسفندماه 89- پروندهای دارد به نام کافه و کافهنشینی. در این پرونده تاریخچه کافهنشینی ذکر شده، کافههای معروف تهران معرفی شده، ابعاد مختلف کافهنشینی سیاسی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و گفتو گوهای خواندنی با علی دهباشی، جهانگیر هدایت، خسرو سینایی، صدیق سروستانی، نعمتالله فاضلی و علیرضا سلیمی منتشر شده است. در یکی از این گفتوگوها «علی دهباشی»، مرد نامآشنای عرصه فرهنگ و ادب ایران از تاریخ كافهنشینی روشنفكران قدیم سخن به میان آورد و گفت: تأثیرگذاری فكری كافهنشینی با حساسیت حكومت منتفی شد. خبرنگار ماهنامه مدیریت ارتباطات از دهباشی خواست، تفاوت کافهنشینی در غرب و قهوهخانه در ایران را تشریح کند. وی گفت: كافهنشینی در ایران سابقه طولانی ندارد. ما پیشتر در قهوهخانهها شکلی از كافهنشینی را داشتهایم ولی مفاهیم مدرن كافهنشینی بر مکانی مانند قهوهخانه مترتب نیست. به علت ساختار جامعه ما، قهوهخانه و مباحثی که در آنجا مطرح میشد به کل با کافه متفاوت بود. به هرحال ما این نوع اجتماع را به صورتی دیگر در گذشته تجربه کرده بودیم. با ورود ایران به عصر مدرن بویژه پس از دوران رضا شاه، ما با این پدیده توسط غربیها آشنا شده و در دورهای بعد از شهریور 20، کافهها نقش خاصی را ایفا کردند. این اماکن پاتوقهایی برای برگزیده روشنفکران ایران بودند. برای مثال یکی از برجستهترین كافهنشینان ما صادق هدایت بود که صبح، ظهر و عصر در پاتوقهای مشخصی حضور مییافت و در آنجا بیشتر دیدارها و گفتوشنودهایش انجام میپذیرفت. طبیعی است در دوره حد فاصل شهریور 20 تا سال 32، کافه کارکردی اساسی داشته است. دهباشی! درباره كافهنشینی و رابطه آن با جریانهای فکری مختلف گفت: کافه اصولاً جای ایجاد نحله فکری و امثالهم در هیچ کجای دنیا نبوده است. در انقلاب فرانسه عدهای از رهبران انقلاب در کافهای دور هم جمع میشدند که هنوز هم این مکان پا بر جاست ولی توقعی این چنینی از کافه داشتن درست نیست. کافه جایی است که به دلیل ماهیتش به منظور تعاطی افکار و رد و بدل شدن اندیشهها و اخبار مورد استفاده قرار میگیرد. در یک دوره از تاریخ روشنفکری ایران، کافهها نقش بسیار مهمی داشتهاند و لی پس از آن به کل این کارکرد منتفی شد. علت آن هم حساسیت حکومت نسبت به این قضایا بوده است. وی در بخش دیگری از گفتوگویش با ماهنامه مدیریت ارتباطات در مورد سابقه کافهنشینی خودش گفت: آخرین آنها کافه «تیتر» بود که در آنجا به مدت دو سال جلسات ادبی برگزار میکردیم. برای بسیاری از نویسندگان بزرگ و مهم در آن کافه جلسه برگزار کرده و از کتابهای متعددی رونمایی کردیم، آن هم در یک فضای بسیار کوچک. شاید در اینترنت بتوان تاریخچهای از آن را پیدا کرد. نشر «ثالث» هم به عنوان یکی از پاتوقهای ادبی بود که به مدت 2 سال من در آنجا حضور مییافتم. دهباشی در مورد دلایل روآوردنش به كافهنشینی گفت: من همیشه برای پذیرفتن افراد در منزل به دلیل عدم امکانات مشکل داشتم، به همین دلیل روزهایی در کافه مینشستم. آن روزها، روزهای خاطرهانگیزی بود، به خاطر آنکه همه کسانی که دوستشان داشتم را میدیدم و در آنجا خبرها و اطلاعات ادبی را رد و بدل میکردیم. وی در بخش دیگری از این گفتوگو به این سؤوال که: به نظر شما چرا جو غالب کافهها را گرایشهای انتقادی و اپوزیسیون تشکیل میداد؟ گفت: اپوزیسیون کدام است؟ چهارتا آدم دور هم مینشستند و شعر میخواندند و پرت و پلا میگفتند. بعضی اوقات دولتها هم فکر میکردند که اینها واقعاً کاری میکنند اما خبری نبود. چهارتا آدم جمع میشدند و قصهای میگفتند و شعری میخواندند.گاهی فکر میکنم کاش حکومتها به نتیجه میرسیدند و این پاتوقهای روشنفکری را ایجاد میکردند. اینها میآمدند در ملأ عام مینشستند و هیچ خطری هم برای دولتها نداشتند. متن کامل پرونده کافه و کافهنشینی و همچنین، این گفتوگو را در ماهنامه مدیریت ارتباطات پیگیری کنید. ماهنامه مدیریت ارتباطات اول هر ماه منتشر میشود.
نام (الزامی)
ایمیل (الزامی)
وب سایت
من را از نظرات بعدی از طریق ایمیل آگاه بساز