|  ورود به سايت  |  جمعه, ارديبهشت 29, 1391
                 
دانلود PDF ماهنامه
 چاپ   

بیست و چهارمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات شماره منتشر شد*** لطفا برای تهیه ماهنامه مدیریت ارتباطات در تهران به کیوسک های مطبوعاتی مراجعه نمائید***علاقمندان در شهرستان ها می توانند با دریافت فرم اشتراک از همین سایت و تکمیل و ارسال آن ماهنامه را دریافت نمایند *** ماهنامه مديريت ارتباطات اول هر ماه منتشر مي شود***سلامت ما به سلامت ارتباطات ما بستگی دارد **** مديريت ارتباطات، برنامه‌ريزي نظام مند براي تحقق اهداف ، با استفاده از تكنيك ها، ابزار و امكاناتي است كه دانش و هنرو فن(تكنولوژي) ارتباطات در اختيار مديران قرار مي دهد.
آخرین اخبار
تاریخ: 1389/12/21 نظرات: 0 نظر نمایش: 345 مرتبه تعداد امتیاز: 0   (Article Rating)
هدفمند سازی یارانه ها آزمونی دربرابر نظام سلامت

هدفمند سازی یارانه ها آزمونی دربرابر نظام سلامت

از ابتدای خلقت و در طول تمدن بشری، همواره سلامت یکی از نیازهای اساسی انسان بوده است. هم اکنون نیز برخورداری از یك زندگی سالم، مولد و با كیفیت، توام با طول عمر قابل قبول و عاری از بیماری و ناتوانی، حقی همگانی شمرده می‌شود كه مسؤولیت آن بر عهده دولت‌ها بوده و پیش شرط تحقق توسعه است. از دیدگاه سازمان جهانی بهداشت، سلامت عبارت است از: «رفاه كامل جسمانی، روانی و اجتماعی و نه تنها عاری بودن بدن از بیماری، ناخوشی و نقص عضو».

 کامبیز لعل

از ابتدای خلقت و در طول تمدن بشری، همواره سلامت یکی از نیازهای اساسی انسان بوده است. هم اکنون نیز برخورداری از یك زندگی سالم، مولد و با كیفیت، توام با طول عمر قابل قبول و عاری از بیماری و ناتوانی، حقی همگانی شمرده می‌شود كه مسؤولیت آن بر عهده دولت‌ها بوده و پیش شرط تحقق توسعه است. از دیدگاه سازمان جهانی بهداشت، سلامت عبارت است از: «رفاه كامل جسمانی، روانی و اجتماعی و نه تنها عاری بودن بدن از بیماری، ناخوشی و نقص عضو». این نگاه به سلامت نگاهی همه جانبه و متناسب با ابعاد مختلف زندگی مدرن در جوامع انسانی است. به همین دلیل نیز تاثیر پذیری میزان سلامت انسان‌ها از عوامل و سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی بیشتر خواهد بود و دیگر، محدود به مداخلات پزشکی و درمانی نیست. سلامت جسمانی به نحوه و شرایط عملکرد اعضای بدن معطوف است و بیانگر حالتی می‌باشد که تمامی اعضای بدن به درستی اعمال و وظایف خود را انجام می‌دهند و حاصل آن انجام فعالیت مناسب فیزیکی است. از «سلامت‌روان» تعاریف متعددی ارائه شده كه همگی بر اهمیت تمامیت و یكپارچگی شخصیت تاكید ورزیده‌اند. برخی، سلامت روانی را تعادل بین اعضا و محیط در رسیدن به شكوفایی می‌دانند. عده‌ای نیز سلامت روانی را وضعیتی از بلوغ روان شناختی تعبیر می‌كنند كه عبارت است از حداكثر اثربخشی و رضایت به دست آمده از تقابل فردی و اجتماعی كه شامل احساسات و بازخوردهای مثبت نسبت به خود و دیگران می‌شود. بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت، داشتن سلامت روان چیزی فراتر از نبود اختلالات روانی است. مفهوم سلامت روان شامل احساس درونی خوب بودن و اطمینان از کارآمدی خود، اتکای به خود، ظرفیت رقابت، تعلق بین نسلی و خود شکوفایی توانایی‌های بالقوه فکری و هیجانی و غیره می‌شود. به این ترتیب می‌توان بهداشت و سلامت روانی را چنین تعریف کرد: بهداشت روانی حالتی از بهزیستی است که در آن فرد، توانایی‌هایش را باز می‌شناسد. قادر است با استرس‌های معمول زندگی سازگاری پیدا کند، از نظر شغلی مفید و سازنده باشد و در نهایت به عنوان بخشی ازجامعه با دیگران مشارکت و همکاری داشته باشد. سلامت روانی و جسمانی دو جنبه حیاتی زندگی هستند که ارتباط و وابستگی تنگاتنگی با یکدیگر دارند. عوامل تعیین کننده آغاز ،شیوع و سیر توسعه اختلالات شایع روانی که در بیشتر موارد موجب ناتوانی شدید می‌شوند، عبارتند از: فقر، جنس، سن، جنگ و بلایای طبیعی، بیماری‌های عمده و محیط خانوادگی. سلامت اجتماعی نیز به چگونگی وضعیت ارتباطی فرد با دیگران در جامعه یا همان جامعه پذیری وی اشاره دارد. سلامت اجتماعی بر ابعادی از سلامت تأکید دارد که به ارتباط متقابل فرد با افراد دیگر یا با جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند مربوط است. باتوجه به تعریف سازمان جهانی بهداشت از سلامت و تأکید بر سلامت روحی و اجتماعی، نقش عوامل اجتماعی موثر بر سلامت آشکار می‌گردد. این بدین‌ مفهوم است که تعیین‌کننده‌ها و مولفه‌های اجتماعی مانند طبقات اجتماعی، کار و بیکاری، انزوای اجتماعی، استرس، اعتیاد، غذا، حمایت‌های اجتماعی و حمل و نقل مانند عوامل بیولوژیک ایجاد بیماری‌ها در سلامت و تندرستی انسان نقش بسیار مهمی دارند که نادیده گرفتن آنها به شکلی نگاه تک بعدی به انسان و سلامت اوست. از سوی دیگر، بر اساس گزارش‌های سازمان جهانی بهداشت، نظام سلامت دارای کارکرد‌های شناخته شده و مشخصی می‌باشد، این کارکرد‌ها عبارتند از: ارائه خدمات، تولید منابع، تامین مالی و تولیت. هدف از ارائه خدمات سلامت حفظ یا ارتقای سلامت است. اینکه خدمات چقدر در این راستا موثر باشند، وابسته به آن است که چه خدماتی ارائه شوند و چگونه سازماندهی گردد. ارائه خدمات به نوبه خود نیاز مند منابع انسانی، منابع فیزیکی و تجهیزات است. و البته همه این موارد به تامین مالی و وجود و در دسترس بودن منابع مالی و سرمایه‌ای باز می‌گردد. اهداف تامین مالی در نظام سلامت عبارتند از در دسترس قرار دادن وجوه، ایجاد انگیزش‌های مالی صحیح برای ارائه دهندگان خدمات و اطمینان یافتن از دسترسی تمام افراد به خدمات بهداشت عمومی و مراقبت سلامتی شخصی اثر بخش. معنی این امر، کاهش یا از بین بردن امکان عدم توان پرداخت فرد برای دریافت چنین مراقبت‌ها یا تهیدست شدن فرد در نتیجه پرداخت هزینه‌ها است. کارکرد‌های تامین مالی سلامت نیز شامل جمع آوری منابع، انباشت و مدیریت منابع و در نهایت خرید خدمات است. «روش‌های مختلفی برای جمع‌آوری درآمد و منابع مالی در نظام‌های سلامت مورد استفاده قرار می‌گیرند كه عبارتند از مالیات عمومی، مشاركت اجباری در بیمه اجتماعی سلامت(معمولاً مبتنی بر حقوق ودستمزد و تقریبا بدون ارتباط با خطر)، مشاركت اختیاری در بیمه‌های خصوصی سلامت(معمولاً مرتبط با خطر)، پرداخت مستقیم از جیب و همچنین موقوفات و كمك‌های اهدایی». از سوی دیگر روش‌های مختلفی نیز برای تامین مالی هزینه‌ها و پرداخت‌ها در نظام سلامت وجود دارد. از پرداخت مستقیم همه هزینه‌های درمان توسط مراجعین و نیازمندان به خدمات درمانی تا برخورداری از خدمات مورد نیاز به صورت رایگان. با این وجود، نهادهای بین المللی توصیه می‌کنند که تامین مالی نظام‌های سلامت به گونه‌ای صورت پذیرد که ارائه کنندگان و دریافت کنندگان خدمات کمترین ارتباط مالی را داشته باشند، روشن است در یک نظام سلامت كه افراد مجبورند در هنگام جست ‌وجو برای خدمات مورد نیاز یا دریافت مراقبت‌های درمان، میزان قابل توجهی از هزینه خدمات سلامت را به طور مستقیم از جیب خود بپردازد دسترسی به خدمات صرفا برای كسانی میسر می‌شود كه توان پرداخت آن را داشته باشند و این احتمال به وجود می‌آید كه فقیرترین اعضای جامعه از دسترسی به آن محروم بمانند. عادلانه بودن محافظت در برابر خطر مالی، نیازمند بالاترین درجه تفكیك بین مشاركت مالی و مصرف (بهره مندی از خدمات) است. این امر خصوصا برای مداخلاتی كه نسبت به ظرفیت پرداخت خانوار پرهزینه است صدق می‌كند. به عبارت دیگر آنچه باید تعامل میان بیمار و پزشك را تعیین كند، نیاز بیمار و تخصص پزشك است نه توانمندی‌ها یا محدودیت‌های مالی. بدیهی است، محدودیت‌های مالی موجب می‌شوند بسیاری از نیاز‌ها بدون پاسخ بمانند. این امر در بلند مدت تبعات بسیار نا مطلوبی دارد. چرا که هرچه فاصله زمانی نیاز به مراقبت‌ها و مداخلات درمانی و تقاضا برای آن طولانی‌تر گردد، ممکن است زمان مناسب برای درمان از دست رود و بیماری به وضعیت مزمن و غیر قابل بازگشت برسد. در این حالت با صرف هزینه‌هایی بسیار بیشتر از نیاز اولیه نیز، امکان بازیابی سلامت وجود ندارد. این وضعیت می‌تواند عمر مفید و سال‌های توام با سلامتی را در افراد و در سطح جامعه کاهش دهد و عواقب اقتصادی و اجتماعی فراوانی به دنبال داشته باشد. به علاوه زمانی كه حجم منابعی كه به صورت پرداخت مستقیم از جیب هزینه می‌شوند، زیاد باشد، كلیه افراد جامعه از جنبه دیگری نیز با خسران مواجه می‌شوند و آن عدم برخورداری از توان انباشت منابع و ارزش افزوده ناشی از آن است. سازمان جهانی بهداشت، انباشت و مدیریت منابع را چنین تعریف كرده است: «تجمیع و مدیریت درآمدها به گونه‌ای كه اطمینان حاصل شود خطر(مالی) پرداخت برای مراقبت سلامت بر دوش همه اعضای صندوق است نه بر دوش تك تك آنها به صورت فردی. مقصود اصلی این فرآیند، تسهیم مشاركت افراد در خطر مالی ناشی از مداخلات سلامت است كه نیاز به آنها ممكن است قطعی و مشخص نباشد. انباشت، عدم قطعیت را هم برای شهروندان و هم برای ارائه كنندگان كاهش می‌دهد». هدفمند سازی یارانه‌ها ودرمواردی حذف برخی حمایت‌های یارانه‌ای می‌تواند تاثیرات متعددی بر تمام بخش‌ها و اجزای اقتصادی و اجتماعی کشور بگذارد. به طوری که بررسی همه جوانب آن مدت‌ها زمان خواهد برد. اما آنچه که مورد توجه وتأکید بسیاری از کارشناسان قرار گرفته، تبعات تورمی این سیاست و تاثیر آن بر سطح عمومی قیمت هاست. «بر اساس کارشناسی‌های صورت گرفته، دولت کاملاً آگاه است که نقدی کردن یارانه‌ها حتماً با جهش قیمت‌ها همراه خواهد بود و برخی فشارهای اجتماعی ایجاد خواهد کرد». سخنان فوق به نقل از دبیر کارگروه تحول اقتصادی دولت، تأییدی است بر دغدغه‌هایی که کارشناسان در خصوص برخی پیامدهای تورمی هدفمند سازی یارانه‌ها به شیوه پرداخت نقدی داشته‌اند. به دنبال تغییر قیمت‌ها و تورم، تغییر رفتار خانوار‌ها و عوامل اقتصادی به خصوص تغییر سطح دستمزد‌ها در بازار کار، به واسطه تغییر در قیمت‌های نسبی رخ خواهد داد. به این ترتیب سلسله‌ای از تاثیرات متقابل ایجاد خواهد شد که همه آنها به طور مستقیم و غیر مستقیم یا در مراحل مختلف، می‌تواند بر نظام سلامت و هزینه‌های آن تاثیر‌گذار باشند. در این میان نکته‌ای که باید به آن توجه ویژه داشت این است که به دلایل متعدد، بازار خدمات سلامت در ایران استعداد قابل توجهی نیز برای افزایش قیمت دارد. چرا که نظام سلامت نظامی است مبتنی بر نیروی انسانی متخصص و تحصیل کرده. کالای سلامت در بعد تقاضا ضروری و کم کشش و در بعد عرضه بسیار پر کشش است. کالای سلامت، کالایی است در زمره کالاهای لوکس و با کشش درآمدی بالا. تقاضای کالای سلامت، تقاضایی است به شدت تحت تاثیر عرضه. همچنین، نظام سلامت نظامی است مبتنی بر اطلاعات نامتقارن، تقاضای القایی و مخاطرات فراوان در حوزه‌های مالی، سلامتی و اخلاقی. به عبارت دیگر، نظام سلامت یکی از مصادیق عینی شکست بازار می‌باشد. بنابر این پزشکان که مهمترین عناصر و عوامل در فرآیند تولید خدمات سلامتی می‌باشند، امکان تعدیل سریع دستمزد‌های خود متناسب با شرایط تورمی و حتی فراتر از آن را دارند. شاهد این مدعا، افزایش قیمت‌های بخش بهداشت و درمان، فراتر از متوسط قیمت سایر بخش‌ها در سال‌های پس از اجرای سیاست‌های تعدیل اقتصادی (متوسط نرخ رشد قیمتهای این بخش طی 10 سال گذشته، 27درصد از متوسط نرخ رشد تورم بیشتر بوده است) و وضعیت بازار خدمات سلامتی و قیمت‌های آن پس از واگذاری قیمت گذاری به سازمان نظام پزشکی است. با این شرایط، با اجرای طرح هدفمند سازی یارانه‌ها این بخش با مخاطراتی مواجه خواهد شد. قیمت‌های نسبی می‌تواند دچار تغییر شود و سبد مصرفی خانوار‌ها را تحت تاثیر قرار دهد. از سوی دیگر «اصلاح قیمت‌ها تورم و تورم كاهش قدرت خرید عمومی را به دنبال دارد. این امر به معنای کاهش توان مالی مردم و طبقات مختلف اجتماعی می‌شود که دارایی‌های سرمایه‌ای کمتری در اختیار دارند. شكاف درآمدی و طبقاتی در کنار فقدان سرمایه اجتماعی مناسب به تولید و باز تولید مستمر پاره‌ای نا‌هنجاری‌ها دامن می‌زند و امواج آن، اركان مناسبات اجتماعی و اقتصادی مردم را تهدید می‌نماید». مشاهده می‌گردد که برخی تصمیمات اقتصادی می‌تواند همه اجزای تعریف سلامت را تحت تاثیر قرار دهد. سلامت جسمانی به وسیله کاهش قدرت خرید تهدید می‌شود. سلامت روانی با فقر، افزایش فشار‌های زندگی، کاهش احساس مفید بودن و کاهش ظرفیت رقابت، به خطر می‌افتد و سلامت اجتماعی با افزایش شکاف درآمدی و طبقاتی و کاهش جامعه پذیری مختل می‌گردد. به علاوه عملکرد سازمان‌های بیمه‌گر نیز، هم در جمع آوری و انباشت منابع و هم در خرید خدمات دچار نقصان و اخلال می‌گردد. چراکه، وضعیت‌های تورمی به شدت اثر بخشی منابع انباشته شده از گذشته را کاهش می‌دهد. همچنین، نا اطمینانی از وضعیت اقتصادی(ناشی از تورم)، بازار‌های کار را تحت تاثیر قرار می‌دهد و منابع درآمدی سازمان هایِ بیمه‌گرِ درمان را تهدید می‌کند و موجب کاهش آن می‌گردد. این امر موجب افزایشِ بیش از پیشِ فشارِ تامین مالیِ هزینه‌های سلامت بر دوش مردم شده و از این طریق کارکرد‌های نظام سلامت را نیز تحت تاثیر قرار داده و موجب نقصان در آن می‌گردد. تاثیرات هدفمند سازی یارانه‌ها بر نظام سلامت مورد تایید همه کارشناسان این حوزه، وزرای سابق بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی می‌باشد. در این میان البته، برخی مسؤولین فعلی وزارت بهداشت معتقدند که اجرای این قانون تاثیری بر بخش بهداشت و درمان ندارد. البته حمایت یک وزارتخانه از بزرگ‌ترین طرح اقتصادی دولت، طبیعی است ولی برخی حقایق هم بهتراست برای اتخاذ سیاست‌های مناسب پیشاپیش به روشنی دیده شوند. در جدول زیر نظرات کارشناسان و مسؤولین دریک طیف متنوع از خوشبینانه تا مشروط یا دغدغه آمیز وهشداردهنده ارائه شده است. بی شک صاحبا ن تمامی این نظرات معتقدندکه نظام سلامت با جان انسان‌ها سر و کار دارد غفلت ازکاستی ها،هزینه‌های جبران ناپذیری به دنبال دارد.زیرا انسان‌های مرده را نمی توان دوباره زنده کرد. به عیارت دیگر «آبِ رفته، دیگر به جوی باز نمی‌گردد». این تفاوت اصلی بخش سلامت با سایر بخش‌های اقتصادی است. در بخش‌های دیگر می‌توان خسارت‌ها را جبران نمود.
 نظام سلامت ازدولتی‌ترین بخش‌های اقتصاد درممالک سرمایه‌داری
نکته قابل توجه اینکه در حال حاضر سهم مردم از پرداخت‌های مستقیم در نظام سلامت در ایران 60 درصد و حتی بیش از آن بوده و دولت و بیمه‌ها در مجموع کمتر از 40 درصد هزینه‌ها را جبران می‌کنند. این رقم در کشور‌های توسعه یافته، حداکثر 25 درصد است و دولت‌ها به همراه بیمه ها، تامین کننده 75 درصد دیگر هزینه‌ها می‌باشند. در حالی سهم دولت از تامین مالی هزینه‌ها در ایران، بسیار پایین می‌باشد که در سال‌های اخیر، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از کسر بودجه انباشته در رنج بوده است. چنانچه حتی کسر بودجه این وزارت خانه در سال 1388 به رقم 19 هزار میلیارد ریال هم رسیده بود. به علاوه بر اساس گفته‌های نایب رئیس کمیسیون بهداشت مجلس شورای اسلامی: «هزینه بخش سلامت با هدفمند شدن یارانه‌ها حدود یک هزار و پانصد تا دو هزار میلیارد تومان افزایش پیدا می‌کند» این امر نشان از آن دارد که در برنامه پنجم و در سال 1390 باید توجه ویژه‌ای به نظام سلامت صورت پذیرد. به طوری که کمانه هزینه‌ای صورت نگیرد و مردم، مجبور به جبران این هزینه‌ها نباشند. یادمان باشد که نظام سلامت از جمله امور حاکمیتی می‌باشد و همانطور که بیان شد، تکلیفی است كه مسؤولیت آن بر عهده دولت‌ها می‌باشد. بطورکلی ویژگی‌های منحصر به فرد نظام سلامت باعث می‌شود که هر تکانه قیمتی، کارکردهای آن را تحت تأثیر قرار دهد و افراد و اقشار نیازمند به خدمات سلامتی را از آن محروم سازد. به علاوه، اقشار آسیب‌پذیر و در معرض آسیب در اجتماع، هرچه در مدت طولانی‌تر در محیط‌های زیان‌آور زندگی کنند، بیشتر در معرض بیماری قرار می‌گیرند بویژه بیماری‌های قلبی عروقی. فقر و انزوای اجتماعی خطر طلاق و جدایی، ناتوانی، بیماری، اعتیاد و طرد از اجتماع را افزایش می‌دهند و همه این عوامل بر میزان و سطح سلامتی تاثیردارد. در این شرایط با توجه به ضروریات نظام سلامت و تأکید قانون اساسی بر حق همه مردم در برخورداری از بهداشت و درمان و حیاتی بودن کالای سلامتی برای مردم، توجه جدی و حساسیت ویژه سیاست‌گذاران نسبت به تحولات این بخش پس از هدفمندسازی بسیار ضروری است. چه بسا وضعیت جدید، حتی، اعطای یارانه‌های بیشتر به نظام سلامت را طلب کند. نباید فراموش کنیم در کشورهای پیشرفته با اقتصادهای باز و مبتنی بر بازار نیز، نظام سلامت هنوز هم از دولتی‌ترین بخش‌های اقتصاد است و از حمایت‌های مختلف دولت به صور مختلف بهره می‌جوید. غفلت از این موضوع هزینه‌های جبران ناپذیری بر نظام سلامت خواهد داشت.
جهت مشاهده اصل جدول اینجا کلیک کنید
 
کد: 112
نویسنده خبر: ماهنامه مدیریت ارتباطات
 
تصاویر مرتبط
  • هدفمند سازی یارانه ها آزمونی دربرابر نظام سلامت
امتیاز بندی

در حال حاضر هیچ نظری ارسال نشده است
ارسال نظر:

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وب سایت

Enter the code shown above:


چاپ  

گفتگو های ویژه


  Copyright 2009-2012 by cmmagazine Design & Support: 7TABLIGH