|
گفتوگوی اختصاصی ماهنامه مدیریت ارتباطات با محمد جعفر محمدزاده، معاون امور مطبوعاتی و اطلاعرسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که در سیزدهمین شماره این ماهنامه منتشر شده حاوی مطالب جالب و تأمل برانگیزی است که بخشهایی از آن پیش از این مورد توجه رسانهها قرار گرفته بود. مطالعه کامل این مصاحبه باعث شد زوایای دیگری از آن مورد توجه قرار گیرد. از جمله اینکه وی در مورد وضعیت تیراژ نشریات میگوید: تيراژ تابعي از كيفيت مطبوعات است. در ايران از جهت تيراژ مشكل داريم. اگر متوسط تيراژ روزنامهها را در حال حاضر 2 ميليون نسخه در نظر بگيريم، اين تعداد براي يك كشور 70 ميليوني مناسب نيست اما پايين بودن ميزان تيراژ دلايل متعددي دارد كه جاي بحث دارد. البته این را هم تأکید کنم در بسیاری از کشورهای منطقه اگر مقایسه کنیم، میبینیم 3000 عنوان نشریه وجود ندارد.
وی در واکنش به این جمله خبرنگار ماهنامه مدیریت ارتباطات که گفته میشود توازنی بین رسانههای کشور به لحاظ مشی سیاسی وجود ندارد، میگوید: موافقم. وجود ندارد. روزنامههای مخالف دولت بیشتر هستند و ادامه میدهد؟ در روزنامهها مخالفان دولت بيشترند.
بخشهایی از پرسش و پاسخ میان مصاحبه کننده ماهنامه مدیریت ارتباطات و معاون امور مطبوعاتی و اطلاعرسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در ذیل بخوانید:
تعميم بدهيم به دو جناح اصولگرا و اصلاحطلب. ترازوي روزنامههاي اصلاحطلب و اصولگرا نياز به تعادل دارد يا خیر؟
حتماً تعادل خوب است.
فكر مي كنيد تعادل وجود دارد؟
دولت با وجود امكاناتی كه دارد، در فقر رسانهای به سر میبرد.
چرا؟ تيم رسانهاي دولت چند بار تغيير كرده اما از قرار هنوز نتوانسته به انتظارات پاسخ دهد.
علت تغییرات ناكارآمدي نبوده است. علت خستگي است. تا الان90 سفر استاني شكل گرفته و بار سفر استاني كه خیلی سخت است، روی دوش تيم رسانهاي است.
بهتراست از همينجا وارد بحث کیفی مطبوعات شويم.
ما هر اندازه بتوانيم بر كيفيت محتوايي مطبوعات بيافزاييم، به نظر میرسد بتوانيم ميزان شمارگان و تيراژ را افزايش بدهيم.
محدود كردن مطبوعات چه به لحاظ سیاسی و چه به جهات دیگر تا چه حدی بر کاهش تیراژ اثر دارد؟
معتقد هستم اولين چيزي كه بايد به آن متعهد باشيم، قانون است. قانون هم وجود دارد. حالا ممكن است نارساييهايي در قانون مطبوعات وجود داشته باشد اما تا زماني كه كه نارساييها برطرف نشده، همين قانون براي ما ملاك است. اگر قانون را محدود کردن حساب كنيم، به نظرم اين محدوديت اجتنابناپذیر و ضروری است. بايد حد و حدود آزادي مطبوعات يا آزادي بيان را را مشخص كنيم. اعتقاد دارم محدوده آزادي، محدوده قانون است و اگر تفسير دقيقي از قانون داشته باشيم، متوجه ميشويم بسیاری از محدوديتهايي كه مطرح ميشود به واقع در قانون وجود ندارد و با همين ظرفيتهاي قانوني هم ميتوان آزادي قلم و آزادي بيان در مطبوعات را تضمين كرد. اما اگر از محدوديت نداشتن، اینگونه تصور شود که آزادي بيحد و حصر و آزاديای كه هرچه بخواهند بنويسند و هر مطلبي که بخواهند بگویند باشد، اين شرايط به بيبندوباري منتهي ميشود؛ به قول آقاي پرفسور معتمدنژاد «آزادي مطلق مقطعي مطلوب نيست». ببینید، ما يك آزادي نسبي كه دائمي، ممتد و طولانيمدت باشد را ميخواهيم، يعني آزاديای كه قانون تعريف كرده و در چارچوب آن باشد.
جناب محمدزاده! مدیریت ارتباطات یک نشريه تخصصي است. مديران رسانهاي و فعالان حوزه ارتباطات از جمله مخاطبان ما هستند. صورت مسأله مشخص است؛ فكر ميكنم كسي در اين كه بايد قانون را رعايت كنيم، تردیدی ندارد. موضوع خيلي مهم، تفسير به رأي قانون است. در دولتهاي مختلف شاهد تفسيرهای متفاوتي از قانون هستیم. اينجاست كه سليقههاي مختلف حاكم ميشود و احساس نگراني میآورد. شما خودتان مطبوعاتي هستيد و ميدانيد حدود 10 سال است تيراژ متوسط بين 5/1 ميليون تا 5/2 ميليون نسخه برآورد ميشود واين نقطه مطلوبی برای مطبوعات نیست.
صد درصد. در كشوري كه جمعيتش رو به افزايش و فعاليتهايش رو به توسعه است، این شرایط مناسب نیست. ما هر اندازه توسعهيافته شويم معنایش این است که امکان بیشتری را برای نقد فراهم كردهایم. اگر اين اتفاق بيافتد، طبيعتاً استقبال از رسانهها و بويژه مطبوعات بيشتر خواهد شد. اما ميبينيم تقريباً تیراژ در يک خط ثابتی حركت ميكند و البته خیلی هم موثق نیست. در پاسخ به اشاره شما به تفسیر رأی از قانون باید بگویم از مشکلات دیگری که داریم متأسفانه افراط و تفریطهایی است که گاهی بر فضای مطبوعاتی ما حاکم میشود. به دلیل همین افراط و تفریطهاست كه مطبوعات و فضای رسانههای ما نتوانستهاند ظرفیتهای واقعی خودشان را به نمایش بگذارند. اگر ما به دور از افراط و تفریط و بر اساس نیازهای واقعی جامعه و آنچه باید باشیم حرکت کنیم، به نظر میرسد فرصت بروز ظرفیتهای واقعی مطبوعات ایجاد شود. ببینید، متوسط تیراژ مطبوعات ما گاهی یک میلیون نسخه بالا و گاهی یک میلیون نسخه پایین آمده است. نبايد به اینصورت باشد. دامنه تغییرات تیراژ مطبوعات نباید یک میلیون نسخه باشد. افراط و تفریطها مانع از بروز واقعیت فضای مطبوعاتی ما میشود و ظرفیتهای واقعی، توانمندیها و استعدادها هم در این میان گم میشوند. گاهی در لوای آزادی ممكن است مطبوعات، هر حد و مرزی را زیر پا بگذارند و به اسم آزادی مطبوعات، حتی منافع ملی نادیده گرفته شود. گاهی هم به دلیل هراس از هنجارشکنی، روي محدودیتها و ممنوعیتها پافشاری میشود و مجال برای خلاقیت و ابتکار و نوآوری از مطبوعات گرفته میشود. بنابراین، افراط و تفریطهایی که ما غالباً بر فضا تحمیل میكنيم، ناشی از نگاههای ماست، نه ناشی از ظرفیت قانون. من معتقدم ظرفیت قانون، ظرفیت متعادلی است. بنابراین اگر ما حد اعتدال را رعایت کنیم، از ظرفیتهای قانون استفاده کنیم، بهطور افراطی بر محدودیتها پا فشاري نکنیم و از طرف ديگر خود روزنامهنگاران هم دقت کنند و حریم تعادل را نگه داشته و اطلاعرسانی درست داشته باشند، زمینه تحقق بخش عمدهای از توسعه کیفی مطبوعات فراهم شود. وقتي توسعه کیفی مطبوعات فراهم شد، اعتماد مردم جلب ميشود و اگر اين اتفاق بيافتد، ميتوانيم شاهد افزایش تیراژ فعلی باشیم.
…
میزان يارانهای که در سال پرداخت ميكنيد، چقدر است. مثلاً در سال 89 چقدر يارانه پرداخت كرديد؟
حدود 44 ميليارد تومان در بودجه بوده و حدود 33 میلیارد تومان محقق شده است.
سال گذشته؟
بله. البته این میزان کمک مستقیم است. وقتی نمايشگاه برگزار ميكنيم هم بالاخره هزینه میکنیم. آموزش میدهیم. اینها کمکهای غیر مستقیم است.
شائبههایی وجود دارد که یارانهها سیاسی توزیع میشوند.
ممكن است اين شائبهها وجود داشته باشد.
شما هم تأييد ميكنيد؟
بله، ممكن است وجود داشته باشد. اما الان چهجور عمل میکنیم؟ من با صراحت گفتم تمام يارانهها هر چند ميليارد که هست يک طرف، ذرهاي از آبرو و حيثيت حرفهاي من و همکارانم یک طرف. من حاضر نيستم براي خوشايند کسی هم دنيا و هم آخرتم را به مخاطره بیاندازم. دنيا يعني آبرو و آخرت هم يعني دینم. این حرف را بارها و بارها تکرار کردهام.
براي چه کسانی تکرار کردهاید؟
براي همكارانم، براي دوستانم در ادارهكل مطبوعات داخلي. به جناب آقاي وزير هم بارها در حضورشان گفتهام. در هیأت نظارت هم گفتهام. باید یارانهها را به کیفیت بدهیم. یارانهها باید عاملی برای ارتقای کیفیت نشریات باشند.
خيلي تلاش ميكنيد كه غير سياسي صحبت كنيد. يعني واقعاً شخصيت شما همين است که میگویید؟
همين هستم. معتقدم چاره اصلاح وضعيت مطبوعات، وجود يك آدم سياسي نيست. بايد آدمي از جنس اين كار باشد.
پس شما خودتان را سياسي نمیدانید؟
اصلاً. من در حوزه معاونت مطبوعاتي نگاه سياسي ندارم. وظيفهاي كه به عهده من گذاشته شده، چیست؟ من بايد برای ارتقاء مطبوعات و تعالي رشد فرهنگي تلاش كنم. آن موقع توسعه سياسي هم اتفاق ميافتد. توسعه اقتصادي هم اتفاق ميافتد. من بايد بسترساز فرهنگی جامعه باشم، يعني بايد تلاش كنم مطبوعات بستر رشد فرهنگي جامعه را آماده كنند.
|