چرا اینقدر مهم است که یک بازیگر چقدر دستمزد میگیرد؟
بعد از دیدن فیلم فرهادی، عمروعاصها تبدیل به حر شدند
علیرضا شجاعنوری در آمریکا بازیگری خوانده و در ایران، هم بازی کرده و هم تهیهکنندگی یا به طریقی دستی بر آتش سینمای ایران داشته است. در چهاردهمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات با شجاعنوری از نقش سینما در دنیای تصویری این روزها تا سازوکار دریافت دستمزد بازیگران و حال و روز سینمای ایران گفتوگو شده است. وی در این گفتوگو به پرسش هایی نظیر سینما به مثابه یک رسانه چه نقشی در جامعه دارد؟ جایگاه سینما در شرایط کنونی در شکلدهی شرایط اجتماعی و سروشکل دادن به فرهنگ عمومی کجاست؟ بازیگر کجای کار قرار دارد وجایگاه بازیگر در سینما چیست؟ ارزشش چیست و اصلاً چه فرقی بین دستمزد یک بازیگر با دیگران وجود دارد و اصلاً معیار کمیت آن چیست؟ پاسخ داده است. او در بخشی از سخنان خود گفته: · سینما هنوز آنقدر جذاب است که میگوید همه حواست را به من بده و باز ما هنوز حلاوت رفتن در سالن تاریک و نشستن در کنار جمع را دوست داریم. اتفاقاً هر چقدر انسانها فردگراتر میشوند، نیازشان به جمع بیشتر میشود. · آثار هنری را هم باید جزو موجودات زنده قلمداد کنیم و حتی پیشرفتهتر از موجودات زنده، چرا که خودش، خودش را خلق میکند و خودش خالق خود را انتخاب میکند. یعنی یک فیلم سینمایی قبل از اینکه کارگردانش به وجود بیاید، خودش زنده بوده است. یعنی «همشهری کین» از اول بوده است. خودش میآید «اورسن ولز» را انتخاب میکند. · سینما یک ابزار است و القای پیام هم میکند. منتهی اگر سینما را محصول دست و زاییده ذهن هنرمند بدانیم، بله، این پیام و احساس هنرمند را منتقل میکند. حالا به این هنرمند چیزهایی اضافه میشود. مثلاً در تلویزیون سیاستمداران آن را در دست میگیرند و پیام سیاسی میشود. جامعهشناسان یا تاجرها پیامهای دیگر میدهند و هر کسی چند سیسی از آن چیزی که میخواهد به آن هنرمند ترزیق میکند. · ممکن است آقای فرهادی خیلی رنج کشیده از دروغگویی باشد و کمکم در درونش «جدایی نادر از سیمین» آقای فرهادی را انتخاب کرده است. حالا فرهادی با تواناییاش دلیل انتخاب شدنش است. اگر بخواهم امروزی بگویم، فرهادی چیزی که در ذهنش بوده با توانایی در روایت آن را تأثیرگذار کرده و در تأثیرگذارترین شکلش ارائه کرده است. اگر من نوعی وقتی میخواهم دروغ بگویم یاد فیلم بیافتم (نه اینکه بعد از دیدن فیلم فرهادی همه عمروعاصها تبدیل شدند به حر)، همین که یک لحظه فکر دوباره بکنم درباره دروغی که میخواهم بگویم، به نظر من فیلم کار خودش را کرده است. پس شکل رسانهایاش را دارد و تأثیرگذار هم هست. یک پرانتز باز کنم؛ به نظر من صداقت عنصر اصلی یک کار هنری است. · میگویند چرا فلان بازیگر اینقدر پول میگیرد و آن یکی نه. اساساً چرا اینقدر مهم است که یک بازیگر چقدر دستمزد میگیرد؟ و از زاویه دیگر یک بازیگر چه جوری دستمزد بگیرد دیگر این حرف و حدیثها نخواهد بود؟ و اصلاً نحوه تعامل بازیگر، سینما و اجتماع در کشورهای مترقی چگونه است؟ آیا بازیگری که زیاد دستمزد میگیرد، آدم بد و نفرینی است یا دریافتیاش متناسب با ارزش کارش و شرایط اقتصادی است؟ · من اصولاً بحث راجعبه دستمزد را قبول ندارم، بویژه بازیگر که کارش متریک نیست. شما ممکن است به راحتی بتوانید میزان دستمزد نقاش ساختمان را جویا شوید اما اصولاً بحث کردن درباره دستمزد بازیگر کار درستی نیست. · من فکر میکنم این بحثها تا حدودی به شرایط اقتصادی کل مملکت ما بر میگردد که همه نسبت به دستمزدها حساس شدهاند؛ در صورتی که شاید در زمان دیگر اینگونه نباشد. سینما یکی از مظلومترین صنوف در ایران است، به همین خاطر اولین جایی است که سراغش میروند. یک طرفش هم آقای گلزار است. همینطوری بحث درباره گلزار جذاب است، ضرب در مسائل ملیاش هم بکنیم، دو چندان میشود. من اصولاً این بحث را قبول ندارم و به نظرم اشتباه بود که ارشاد وارد این قضیه شد. · شرایط سینمای ما طبیعی نیست. اولین کسالتی که سینمای ما دارد اینکه سالن به اندازه کافی موجود نیست. دسترسی به سینما راحت نیست. شما وقتی تصمیم میگیرید با خانواده به سینما بروید، انواع و اقسام المانهای مزاحم در ذهنتان مجسم میشود. سینما رفتن باید به گونهای باشد که هر کس بتواند به فاصله کوتاه از منزلش به آن برسد. ما باید در چارچوب محلهای سینما داشته باشیم که نداریم. ببینید کشور ما بیش از 70 میلیون نفر جمعیت دارد. آیا توقع نابهجایی است که بگوییم یک میلیون نفر فرهیخته داریم که دوست دارند فیلمهای فرهنگی ببینند؟ خب، اینها دسترسی به سینما ندارند. الان پرفروشترین فیلممان که خیلی هم به آن پز میدهیم، پنج میلیارد فروش داشته، یعنی کمی بیشتر از یک میلیون نفر فیلم را دیدهاند. برای کشور 70 میلیونی که یک میلیون نفر پرفروشترین فیلمش را دیدهاند مایه خجالت است. سینمای ما در جای خودش نیست؛ اگر بود آن موقع میتوانستیم بگوییم بگذارید عرضه و تقاضا کار خود را بکنند. من میخواهم فیلمی بسازم که 25 میلیون نفر آن را ببینند، پس به اندازه یک فیلم 25 میلیون نفره خرج میکنم و میروم هنرپیشهای میآورم که این کشش را داشته باشد که 25 میلیون نفر را به سینما بکشد اما وقتی یک حوض داریم که کمی آب در آن هست و تعدادی ماهی که از این آب استفاده میکنند، اگر من یک نهنگ را در این حوض بیاندازم، به ماهیهای دیگر اجحاف کردهام. · یعنی الان ما هر کاری در سینما میکنیم، باید در چارچوب محدود خودش باشد ولی رابطه را غلط کردهایم. از آن طرف هم چون بحث پول است و برای همه جذاب، نشریات مختلف به آن میپردازند و بحث را خیلی ساده و کوچک میکنند. در صورتی که اصلاً برای ایرانی زشت است درباره پول حرف بزند. من باورم این است. من نمیگویم بلاهت داشته باشیم و راجع به قیمتها ندانیم. بدانیم ولی برای ما ایرانیها زشت است که راجعبه این چیزها صحبت کنیم. برای وزارت ارشاد هم زشت است که درباره دستمزد صحبت کند. متن کامل این گفتوگوی دو ساعته در چهاردهمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. این ماهنامه با مطالب متنوعی در حوزه جنگ نرم، آداب سخنگویی در وزارت امورخارجه، آسیبشناسی همایشها، کنفرانسها و سمپوزیومهای حوزه روابطعمومی کشور، اقتصاد هنر و جامعه اطلاعاتی بر روی پیشخوان مطبوعات قرار دارد. در پرونده اقتصاد هنر گفتارها و نوشتارهایی از احمدرضا دالوند، گوهر خیراندیش، سیاوش طهمورث، ابوالفضل جلیلی و محمد یعقوبی نیز به چاپ رسیده است. امکان اشتراک اینترنتی این ماهنامه نیز از طریق سایتwww.cmmagazine.ir فراهم است
نام (الزامی)
ایمیل (الزامی)
وب سایت
من را از نظرات بعدی از طریق ایمیل آگاه بساز
گفتگو با حمید بقایی
گفتگو با هاشمی رفسنجانی
گفتگو با سید محمد حسینی
گفتگو با کمال خرازی
گفتگو با محسن رضایی
گفتگو با حسین توفیق
گفتگو با حسین انتظامی
گفتگو با مهدی کلهر
گفتگو با فاطمه طباطبایی
گفتگو با منوچهر متکی
گفتگو با حسن خجسته
گفتگو با محمد حسین صوفی
گفتگو با معصومه ابتکار
گفتگو با باقر لاريجاني
گفتگو با کاظم معتمد نژاد
گفتگو با جواد شمقدری
گفتگو با محمد جعفر محمد زاده
گفتگو با مسعود جزایری
گفتگو با رامین مهمانپرست
گفتگو با محمد هاشمی
گفتگو با احمد مسجد جامعی
گفتگو با سعید رضا عاملی
گفتگو با رضا تقی پور
گفتگو با علیرضا کریمی
گفتگو با صابر فیضی
گفتگو با پدرام پاک آیین
گفتگو با یحیی کمالیپور
گفتگو با مهدی محسنیانراد
گفتگو با محمد جواد آقاجری
گفتگو با شهیندخت خوارزمی
گفتگو باعلیاصغرشعردوست
گفتگو با باقر ساروخانی