|
در این پرونده برای نخستین بارعکسهایی از یلدا معیری از سیل پاکستان، سونامی اندونزی، جنگ 33 روزه اسرائیل با لبنان و محرم در عراق منتشر شده، ضمن آنکه زویا چراغی در مطلبی تحت عنوان 9 شات 9 داستان به تحلیل 9 عکس برتر خبری دنیا پرداخته است.
همچنین محمدرضا مقدسیان در گفتوگو با بهروز مهری، عکاس خبرگزاری فرانسه به بررسی فتوژونالیسم با هدف رسیدن به تعریف درستی از آن و البته روشن شدن وضعیت فعلی آن در سطح جهان پرداخته است. در این گفتوگو بهروز مهری از سختیهای کار عکاسی خبری در ایران میگوید و اینکه عکاسان ایرانی به دلیل دشواری اخذ ویزا حتی از کشورهای منطقه امکان حضور سریع در دل وقایع مهم خبری را ندارند و نگاه سنتی عکاسان خبری ایرانی باعث شده تا به دشواری در دل عکاسان بزرگ خبری جا بازکنند. او از رشد وحشتناک تکنولوژی و اینکه اگر دست به کار نشویم عکاسی خبری دیگر محلی از اعراب نخواهد داشت و... سخن به میان آورده است.
عکاسی دیجیتال به قلم عباس کوثری، عکاسی خبری در ایران در خلسه به قلم نیوشا توکلیان و عکاسی هنری در ایران امروز به قلم مهران مهاجر از دیگر مطالب این پرونده است.
سایت ماهنامه مدیریت ارتباطات، ضمن انتشار یادداشت عکاسی خبری در ایران در خلسه به قلم نیوشا توکلیان، از مخاطبان ماهنامه مدیریت ارتباطات و علاقمندان به موضوعات عکس دعوت مینماید متن کامل این پرونده را در پانزدهمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات دنبال کنند.
علاقمندان به تهيه ماهنامه مديريت ارتباطات ميتوانند اين نشريه را از كيوسكهاي مطبوعاتي تهيه و يا از طريق سايت www.cmmagazine.ir مشترك ماهنامه شوند.
عکاسی خبری ایران در خلسه
نیوشا توکلیان
مدتهاست معنای عکاسی در دنیا تغییر کرده و استفاده از دوربین عکاسی جنبه عمومیتری پیدا کرده است. دوربین عکاسی مانند یخچال، گاز و تلویزیون در خانهها رفته و دنیا اشباع شده از دوربینهای عکاسی است. اما این روزها با این همه دوربین عکاسی، همچنان عکس میتواند تأثیرگذار باشد و توجه مردم را جلب کند، چرا که عکس قدرت رسانهای دارد. در این حال در ایران به نظر میرسد عکاسی خبری دورانش به پایان رسیده است، چرا که نمیتوانی آزادانه دوربین به دست شوی و عکاسی کنی. به اشتباه برخی حضور عکاسان در مراسم تشریفاتی و عکسهای حاصل از این نشستها را عکس خبری تعریف میکنند، خیلیها شاید به این تعبیر دل خوشند که عکاس خبری هستند اما این خیال خامی بیش نیست که تحت تأثیر تعریفی غلط در رسانههای ایران شکل گرفت. تعریف عکاس خبری در دست کم بیش از 15-10 سال گذشته به این صورت بود که عکاس باید به همراه خبرنگاری راهی میشد تا پرترهای از سوژه عکاسی تهیه کند. این در حالی بود که در تمام دنیا عکاس خبری هرگز در تحریریه روزنامه پشت میز نمینشیند و به اصطلاحی کلیشهای «به دنبال شکار لحظهها» در خارج از تحریریه است و تنها یک ادیتور عکس در تحریریه حضور دارد تا عکسهایی که عکاس از سوژه خود شکار کرده را برای ادیت آماده کند.
از سوی دیگر، وقتی موقعیت عکاسان خارجی و ایرانی را با هم مقایسه میکنیم متوجه این نکته میشویم که اهمیتی که برای عکاس خبری در خارج از ایران به لحاظ کاری قائل هستند، همارزش با توجهی است که به یک خبرنگار دارند. کار عکاسان خارجی جدی گرفته میشود اما در ایران اینگونه نیست. با این تفاوت فعالیت عکاسان خبری در داخل و خارج از ایران، 15-10 سال پیش دوران طلایی برای کار عکاسان خبری ایران بود. نسل ما یاد گرفت که نباید در تحریریه بنشیند، به همین دلیل به دنبال سوژههای مستند اجتماعی و خبری رفت اما امروز میبینیم هیچ مرزی بین عکاسی مستند اجتماعی، هنری و خبری وجود ندارد و یک کارکرد برای آنها تعریف میشود. همین مسأله باعث میشود تا عکاس بیش از پیش از خلاقیت خود بهره بگیرد و فقط به دنبال ثبت نباشد. در واقع فرم و مفهوم در خدمت هم خواهند بود. عکاسی خبری و مستند اجتماعی این روزها در ایران در خلسه است. انگار که باید فضای عکاسی برای عکاسان کمی باز شود.
به عنوان عکاس، تحولات اخیر خاورمیانه و مصر را پیگیر بودم اما عکسی جالب و تأثیرگذار ندیدهام. تمام عکسها مشابه هم بود. عده ای یا در حال گریه بودند یا خنده و همه هم از میدان تحریر قاهره بود. گاهی اوقات با خودم فکر میکنم هیچ عکاسی نبود که به منزل آدمهایی برود که بعد از این تحولات در حال کوچ هستند و عکسی بگیرد؟ ما هر عکسی از مصر میبینیم کاملاً تکراری است و هیچ خلاقیتی در آنها نیست. در میان عکسهای خبری که در این مدت و بعد از این همه تحولات اجتماعی- سیاسی گرفته شده، عکسهای جنگ عراق و اشغال آمریکا جالب توجه بود. با این همه این نگاه را میپسندم که وقتی عکاسی میبیند همه عکاسها در یک محوطه جمع شدهاند، جای دیگری میرود و از زاویه دیگری از سوژه عکس میگیرد. دیگر عکاسی این روزها به داشتن دوربین و فشاردادن شاتر نیست.
|