|
مصاحبه اینگونه آغاز شده است: آنقدر با صراحت به پرسشهایمان پاسخ داد که فکرش را نمیکردیم. او علاوه بر تشریح وظایف و مأموریتهایی که ادارهکل متبوعش بر عهده دارد از ممنوعیتهای تبلیغاتی در کشور گفت و تأکید کرد تمام اقداماتش قانونی و بر اساس آئیننامه و دستورالعملهاست. از محدودیتهایی گفت که بر سر انجام وظایف این ادارهکل قرار دارد و یادآور شد اگر در جایی لازم ببیند، برای سیاستگذاریهای تبلیغاتی با دفاتر حضرات آیات عظام مکاتبه و استعلام میکند. کریمی از مافیای تبلیغات هم گفت: «مطمئن باشید هرجا که گردش مالی بالاست، مافیا حتماً ایجاد میشود. در سالهای گذشته اگر شما به کانونهای تبلیغاتی نگاهی کرده باشید دیدهاید که بعضاً کانونهای تبلیغاتی در سطح کشور قدرت اول بودهاند، بهویژه در تهران.» حتی وقتی پرسیدیم میگویند این مافیا پول کلانی برده...گفت: «برده و میبرد»! شاید صراحت این مدیرکل به دلیل تسلطی است که بر کارش دارد. او سالها تجربه حضور در تلویزیون را داشته و دارد و مدیرکل روابطعمومی دستگاههای اجرایی هم بوده است. کریمی از زمان تصدی مسؤولیت این ادارهکل در ابتدای دولت نهم، با چهار معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد کار کرده و آنگونه که خود میگوید به تمام آنها گفته که برایش فرقی نمیکند چه کسی مدیر و بالای سرش است و تنها برایش کافیست با دولتی کار میکند که حاکمیت تأییدش میکند.
بخشهایی از گفتوگوی ماهنامه مدیریت ارتباطات- مهرماه ۹۰- با علیرضا کریمی٬ مدیرکل سابق دفتر تبلیغات و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی:
برای تبلیغات شیوهنامههای خاصی دارید؟
قانون تبلیغات به آئیننامههایی نیاز دارد که ما تقریباً 3 سال و نیم پیش آن را ارائه دادیم و باید در همین ایام به نتیجه برسد. ما برای آگهینامهها روش خاصی را اعلام و تدوین کردیم و برای نیازمندیهای روزنامهها آئیننامهای مستقل را نوشتیم که سال 88 به پایان رسیده و در روزهای اخیر بازهم به جریان افتاده است که باید به روزنامهها ابلاغ شود تا بدانند نیازمندیهایشان باید بر چه اساسی باشد. از سوی دیگر، در تمام مواردی که نیازی به سیاستگذاری هست و در آنجا اشکال شرعی نیز در کار دیده میشود، با دفتر حضرات آیات عظام مکاتبه میکنیم و استعلام میگیریم و بر اساس پاسخی که حضرات به ما میدهند، ما نظر عمومی خود را اعلام میکنیم.
اگر اختلاف بین علما پیش آمد، نظر مرجع برای شما کدام است؟
ما سعی می کنیم از میان نظراتی که وجود دارد، آن نظراتی که به هم نزدیکتر است را ملاک عمل قرار دهیم.
مثالی بزنید، مثلاً در چه موردی؟
مثلاً برای غذای سگ و گربه که در بعضی از این آگهینامهها چاپ میشد یا نگهداری سگهای تزئینی در خانه از نظرات مراجع استفاده کردیم. میدانید که در شرع مقدس اسلام فقط تنها جایی میشود از سگ استفاده کرد که برای نگهبانی و حفاظت باشد و در بقیه موارد نگهداری سگ رد شده است بهویژه در منزل. ما دیدیم برای پانسیون کردن سگ و گربه و برای انواع غذای آنها تبلیغات زیادی صورت میگیرد که مجبور شدیم سؤال کنیم. به دفتر بعضی از حضرات نامه نوشتیم. یکی دو نفر جواب ندادند و چند نفری که پاسخ دادند، پاسخها شباهت موزونی داشت. یکی از مراجع فرمودند با توجه به این که کار، تجملاتی است و از بابت شرع اسلام رد شده است، تبلیغش هم حرام است. یکی از حضرات گفتند بر اساس آنچه که قانون گفته عمل کنید. ما آمدیم و نظرات را جمعبندی کردیم. مراجع گفتند که حرمت دارد، پس نباید این کار را کنیم. اتفاقاً چند وقت پیش چند تا از این روزنامهها غذای سگ را تبلیغ کرده بودند. دوستان صداوسیما مصاحبهای با من انجام دادند، گفتم نظر من نیست، نظر مرجع است. وقتی مرجعی اعلام میکند حرام است، پس حرام است؛ چطور روزنامه تشخیص میدهد که حرام نیست، دیگر نمیدانم.
چه برخوردی با آن روزنامه انجام شده؟ فرض بفرمایید بعضی مواقع روزنامهای تبلیغی را درج میکند و دو روز دیگر، آن تبلیغ دیده نمیشود. شما چه برخوردی میکنید؟ جریمه میکنید؟
خیر، ما جریمه نمیکنیم. ما تخلفات را به ادارهکل مطبوعات داخلی ارجاع میدهیم، آنها هم به عنوان تخلف، آن مطبوعه را آرشیو میکنند و زمانی که میخواهند تذکر دهند و رسانهای را تعلیق کنند، از این موارد استفاده میکنند. برخورد با آگهینامهها در اختیار ماست و به آنها گفتهایم حق ندارید از چنین تبلیغاتی استفاده کنید و اگر استفاده کنند حداقل کاری که میکنیم، تعلیق 3 ماهه برایشان میزنیم.
این برخوردها قانونی است؟ یعنی مدون شده؟
بلی، در ماده 12 بند الف قانون تبلیغات آمده آگهی تبلیغاتی باید با موازین شرعی و قانونی کشور منطبق باشد.
آیا برخوردها سلیقهای است و شما تشخیص میدهید که به چه شکلی برخورد شود؟
من نیستم که تشخیص میدهم. ما یک کمیته مرکزی تبلیغات داریم که 3 رأی دارد؛ یک رأی مربوط به مدیرکل اداره کل تبلیغات که دبیر جلسه هم هست، یک رأی معاون مطبوعاتی و یک رأی هم مربوط به نماینده وزیر در این کمیته است. پرونده در این کمیته بررسی میشود، تخلفات آن کانون آگهی را بررسی میکنیم و اگر پرونده شامل تخلفات زیادی باشد، مشخص است که جریمهای که برایش صادر میکنیم جریمه بالایی خواهد بود. تقریباً این کمیته همانند دادگاه است.
......
گردش مالی صنعت تبلیغات در کشور چقدر است؟
همه اعدادی که در این خصوص گفته میشود، نظری است. دستگاهی هم که بتواند به عنوان یک متولی حجم تبلیغات را مشخص کند، نداریم.
متولیاش شما نیستید؟
خیر.
یعنی شما نباید بدانید چه حجمی از تبلیغات در این کشور صورت میگیرد؟
چون 90 درصد آمار و ارقامی که در تبلیغات قید میشود، رقم واقعی نیست، امکان محاسبه وجود ندارد. من میدانم که بعضی جاها تبلیغات را انجام میدهند و روی تعرفههای تبلیغات تا 90 درصد تخفیف میدهند و بعضی جاها 10 درصد تخفیف میدهند. به چه شکل میشود ارقام واقعی را پیدا کرد؟ ولی اینطور که پیشبینی شده و گردشی که در صداوسیما، مطبوعات و تبلیغات محیطی است، شاید بشود رقمی نزدیک به 2هزار میلیارد تومان در سال را پیدا کرد.
به نظر میرسد که بالاتر از اینها باشد. با توجه به پهناوری و جمعیت کشور و اگر سرانه تبلیغات را حساب کنیم، این رقم پایینی است.
شما جمعیت روستاها را جدا در نظر بگیرید.
عیب نیست که ما نمیدانیم رقم تبلیغات در کشور ماچقدر است؟
چرا، این عیب است.
یعنی معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیسجمهور هم این را نمیداند؟
ما تا به حال اعلامی از سوی آنها نداشتیم.
در سرفصلهای بودجه به چه شکل است؟ مگر تبلیغات در سرفصل بودجه عمومی وجود ندارد؟
از همین اطلاعاتی که از بانکها و دستگاههای دولتی دارند، یک برآورد داشتیم ولی دستگاههای خصوصی را نمیتوانیم تشخیص دهیم مگر اینکه از تکتک آنها سؤال کنیم.
ما در تبلیغات مافیا داریم یا خیر؟
مطمئن باشید هر جا که گردش مالی بالاست، مافیا حتماً ایجاد میشود. در سالهای گذشته اگر شما به کانونهای تبلیغاتی نگاهی کرده باشید، دیدهاید که بعضاً کانونهای تبلیغاتی در سطح کشور قدرت اول بودهاند، بهویژه در تهران.
بعد دوره عوض شود میبینیم که یک گروه دیگر جایگزین شدهاند.
سعی کردهایم که این قضیه را مقداری اصلاح کنیم.
.......
شما میتوانید منع کنید یک سازمانی در یک رسانهای تبلیغ نکند؛ یعنی مجوز دارید که جلوی تبلیغ آدمی را بگیرید که مجوز هم دارد؟ منظورم مشخصاً ممنوعیت تبلیغات ماهوارهای است.
وقتی ما میگوییم اگر با موازین شرعی و قانونیمان تطابق نداشته باشد، نمیتواند تبلیغات داشته باشد، بله، میگویم که آقای شرکت فلان، شما دارید از جیب مردم کشور من ارتزاق میکنید و پولت را به عنوان یک پشتوانه مالی به شبکه ماهواره فلان که دشمن کشور من و دشمن رهبری و دولت من است میدهی. یا از ایران بیرون برو یا تبلیغاتت را قطع کن.
این صفر و یکی نیست؟ ارشادش کنید، خیلی از کسانی که این کار را میکنند فقط هدفشان فروش است و مخالفتی با کشور ندارند...
بله، من اول و آخرش را گفتم، وسطش را نگفتم. ما با آنها صحبت کردیم و توجیهشان کردیم که این کاری که دارد انجام میشود...
هنوز هم انجام میشود، یک زمانی شماره ثابت بود هیچ کسی سراغشان نمیرفت، الان به نظر میرسد که اینها هماهنگ شده دارند کار میکنند.
ما نامههایی که از صاحبان صنایع بهویژه از خارج داشتیم حاکی از این است که این کار انجام شده است، منتهی این را هم قبول کنید که شبکههای ماهوارهای دشمن ما هستند و طبق آن قاعدهای که برای منع شبکههای ماهوارهای دارید، هر چیزی که متضمن پخش از شبکههای ماهوارهای باشد تبلیغاتش ممنوع است.
اما ارشاد به یکسری از شبکهها مجوز داده است.
خیر، سه تا شبکه بیشتر نیست که آقای وزیر هم توضیح دادند...
بله، گفتند یکی لغو امتیاز شده، یکی هم داریم پیگیری میکنیم، یکی هم فعال نیست ولی بالاخره غیرفعال هم میتواند فعال شود.
میگویند که برای ایرانیهای خارج از کشور این کار انجام میشود. من بحث جداگانه برای این قضیه دارم. مدیر این شبکه که دارد برای این شبکه کار میکند کیست که از مدیرعامل صداوسیما بیشتر میفهمد، این کیست که میخواهد کمبودهای فرهنگی داخل کشور را جبران کند؟
.......
آقای کریمی در این سالها خیلی زیرپوستی و آرام کارهایش را انجام داده و به خاطر همین هم هست که تا به حال با چهار معاونت مطبوعاتی کار کرده است. کار با کدامیک از این آقایان سختتر بود؟
بسته به برداشتهایشان و اهمیتی که برای کار قائل بودند، متفاوت رفتار کردند. فردی بوده که بنده را قبول داشته و در کار میگفت من اصلاً کاری به کارت ندارم. یکی میگوید اصلاً شما برای چه تبلیغ میکنید و اصلاً اعتقادی به تبلیغات ندارد، یکی دیگر هم هست که برنامه دارد. من به هرکدام از این دوستان عرض کردم که من به خاطر شما سر کار نیامدم، لذا برایم فرق نمیکند که چه کسی مدیر و بالا سرم باشد و همین که میدانم این مجموعه دولت است و حاکمیت تأییدش میکند، کارم را انجام میدهم.
با کدامیک از این آقایان کار سختتر بود؟
من یکییکی تفسیر میکنم. آقای مختارپور به خاطر نوع دیدگاه، رفتارشان و نوع مدیریتشان قائل به این بودند که به اصطلاح هر کدام از دستگاهها برای خودشان کار کنند، منتهی ایشان آنقدر که به مطبوعات نگاه میکرد، به تبلیغات نگاه نمیکرد. آقای ملکیان بر اساس آن شخصیت مطبوعاتیشان بیشتر مطبوعاتی بودند ولی تبلیغات را هم حالا یا به واسطه کریمی یا به واسطه باوری که از تبلیغات پیدا کرده بودند، مهم میدیدند و دستمان را باز گذاشتند. آقای رامین محسنات خاص خودشان را داشتند ولی دلشان میخواست همه گزارشات مدیریتی را داشته باشند و خودشان تصمیمگیری کنند که شاید یک مقدار فضای کار محدود میشد.... به آقای محمدزاده گفتم که شما برنامه دارید و اگر یک روز احساس میکنید که من در برنامههای شما نمیگنجم، به من بگویید تا از اینجا بروم. با آدم برنامهدار راحت میشود کار کرد.
|