|
بخشهایی از نظرات جالب بابایی را میخوانید:
· وقتي من به آسيبشناسيهاي حوزههاي مختلف اجتماعي و سياسي رجوع ميكنم، با يك نگاه سياه و سفيد روبهرو ميشوم كه به نظرم با فلسفه آسيبشناسي در تناقض است و به نوعي نقض غرض محسوب ميشود. بهتبع در حوزه آسيبشناسي فعاليت رسانهها هم با اين مشكل مواجه شدهام. كمترين آسيب اين آسيبشناسي غلط، گم كردن مبدأ حركت براي اصلاح امور است، يعني اساساً مشخص نيست كجاي كار درست است و كجاي كار غلط؟ تا كجا درست آمدهايم و از كجا منحرف شدهايم؟
· من خيلي از آسيبشناسيهاي موجود را به دليل نگاه سياه و سفيد و غيرعلمي و دخيل شدن مطالب غير معرفتي، آسيبشناسي نميدانم.
· انواع آسيبهاي مربوط به رسانهها در ارتباط با يكديگر عمل ميكنند و اگر هر كدام از اين انواع را صرفاً به صورت يك جزء و بدون در نظر گرفتن ارتباطش با كل بررسي كنيم، ممكن است به خطا برويم. شما وقتي از ضعف مخاطبشناسي رسانههاي داخلي انتقاد ميكنيد، در كنارش بايد به ضعف عملكرد واحد پژوهش در روزنامهها، ضعف مديريت رسانه و عواملي نظير وابستگي روزنامهها به كمكهاي دولتي و كم اهميت شدن ذاتي مخاطب در اين فرايند و... هم اشاره كنيد.
· به هرحال اگر آسيبهاي خارجي وارد بر رسانهها را «مؤثر» و «مرتبط» با آسيبهاي دروني در نظر بگيريم و صرفاً بخواهيم در اين بحث به آسيب رسانهها از حيث عملكرد ريز و درشت خودشان بپردازيم، ميتوانيم به دو دسته آسيب اشاره كنيم. يك دسته آسيبها مربوط به ضعف در دانش ارتباطات است و ديگري آسيبهاي مربوط به ساختار اجرايي رسانهها. البته اين دو نوع آسيب با هم ارتباط معناداري دارند.
· تصور ميكنم انواع و اقسام رسانههاي داخلي از مكتوب و آنلاين گرفته تا رسانهاي مانند صداوسيما از اين اصل مهم(مخاطب شناسی) خيلي غافل ميشوند.
· با تعريف جديد از مخاطب راه ارتباط با مخاطب هم عوض ميشود اما شما مي بينيد اكثر رسانههاي ما با اين مباحث بسيار غريبه هستند.
· ميخواهم بگويم فاصله گرفتن ما از دانش ارتباطات در حوزههاي خرد و كلان گريبان رسانههاي ما را گرفته است.
· دانشگاه بايد نيروي بخش پژوهش رسانهها را فراهم كند كه يكي از وظايفش بهروز نگه داشتن يك رسانه است. متأسفانه الان اينگونه نيست. نميخواهم مقصريابي كنم و بگويم تقصير رسانه است يا دانشگاه اما هر چه هست و تقصير هر كدام كه باشد، نتيجهاش ضعف فعاليتهاي رسانهاي است.
· شما به گرافيك اين رسانهها كه توجه ميكنيد، روشن است كه مدير آن رسانه از گرافيك مطبوعاتي بيخبر است يا اعتقادي به آن ندارد.
در این گفتوگو بابایی نظراتش را درباره آسيبهاي مربوط به ساختار اجرايي رسانهها، آسيب تخصصي نشدن تحريريه، تفاوت آماری شمارگان نشریات ایرانی و برخی از نشریات خارجی، لزوم نوآوري از كانال آموزش، آسيبهاي مترتب بر مدیریت رسانهها، نتيجه ضعفهای رسانههاي داخلي در افزايش تأثير رسانههاي خارجي در افكار عمومي جامعه و وضعيت شايعه و شايعهپردازي در جامعه، اعلام کرده است.
بابایی، همچنین نفوذ رسانههاي خارجي و فراگيري رسانه شايعه را دو روي يك سكه به نام نبود رسانههاي قدرتمند داخلي دانسته و اظهار داشته: متأسفانه رسانههاي خارجي بويژه شبكههاي ماهوارهاي بدون مقاومت جدي رسانهاي در داخل در حال فتح سنگرهاي زيادي از جمله خانوادهها هستند. در يكي از شمارههاي سال گذشته مجله مديريت ارتباطات مصاحبهتان با مدير ارشد فارسيوان را خواندم كه ادعا كرده بود مخاطب ميليوني در ايران دارد؛ اين اصلاً خوب نيست. به نظرم كشور نيازمند يك برنامه جامع رسانهای براي شرايط جديد است. برنامهاي عاقلانه و انديشيده شده و با تكيه بر علم ارتباطات. ما براي ماندن و قد كشيدن در دنياي جديد نيازمند برنامههاي جديد هستيم.
متن کامل این گفتوگو در بیستمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، موجود است.
|