دکتر سید محمد صحفی ٬استادیار فعلی پژوهشگاه صنعت نفت و معاون امور مطبوعاتی اسبق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در شماره دوم ماهنامه مدیریت ارتباطات نوشته است:
در دهه هاي 1960 و 1970، مديريت سرمایه های فکری به عنوان يك مسؤوليت جنبي به دپارتمان پرسنلي هر سازمان محول شده بود در حاليكه امروزه این مديريت به عنوان يك وظيفه سازماني به عهده تمام دپارتمان هاي سازمان، بویژه «مديريت ارتباطات»، گذاشته شده است. اينكه چرا و چگونه « دانش» كه تكامل يافته فرآيند « اطلاعات توأم با تجارب متراكم بشري است»، چنين جايگاهي يافته است، داستاني ديگر است ليكن در اين يادداشت برای روشن شدن بیشتر موضوع، محورهایی را به اختصار از نظر می گذرانیم: 1- در دنیای معاصر شکاف بین کشورهاي فقیر و غنی بر حسب دانش تشخيص داده و سنجيده و ارزیابی می شود، در حالیکه اين كار در گذشته بر مقدار منابع زیرزمینی و فیزیکی مبتني بوده است. 2-گذار از جامعه سنتی به صنعتی همانند گذار از زنجیره «قاطر- گاری- درشکه» به «اتومبیل- ترن- هواپیما»، وقت گیر، سرمایه بر، پرحجم و مشقت بار و بالطبع جوهره حرکت آن تکاملی بوده است اما گذار از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی حرکتی جهشی بوده و مهمترین مشخصه ی آن صرف زمان و هزینه کمتر است. 3- عبور از جامعه سنتی به صنعتی «سرمایه بر» بوده که عموماً توان اقتصادی و پشتيباني دولت ها را طلب میکرده و در نتیجه وظیفه قطعي دولت ها بوده است؛ در حالیکه گذار از جامعه ی صنعتی به جامعه اطلاعاتی به سرمایه های عظیم فیزیکی نياز ندارد و مستلزم گسترش آگاهی ها، ایجاد زیرساخت های ارتباطی و تأكيد بر مقوله ی نوآوری است. 4- همه این تحولات و طی کردن مراحل مختلف آن (گذر از جامعه صنعتی به اطلاعاتی) به صورت جهشی به وجود نیروی انسانی کیفی و شایسته یا همان سرمایه های انسانی نياز دارد که اگر خوب مدیریت شود، می توان شکوفایی و بالندگی جامعه را انتظار داشت. پس از ذكر محورهای فوق، جا دارد به اهم مؤلفه های سرمایه فکری نيز اشاره شود. سرمایه فکری را داراي 3 محور اصلی دانسته اند: 1- سرمایه انسانی 2- سرمایه ساختاری 3- سرمایه رابطه ای از بحث درباره سرمايه هاي انساني و ساختاري در ميگذرم ولي اين سؤال دست اندركاران مديريت ارتباطات و مسؤولان روابط عمومي ها را نميتوان ناديده گرفت كه سرمایه رابطه ای که ازجمله مأموریتهای ذاتی هر نظام ارتباطی در سازمان است، از کدام راه حفظ و تقويت می شود؟ نگارنده بر این باور است که ابتدا باید مفهوم و رویکردهای مدیریت سرمایه فکری برای مدیران ارشد سازمانها روشن شوند و در اولویت قرار گیرند و در گام بعدی واحدهاي روابط عمومي به اقدامات دامنه دار، از جمله موضوعات زير توجه كنند: اول– اين واحدها باید از ساختار کلیشه ای خود خارج شوند و به فکر طراحی و راهبری شبکه ارتباطی منسجم، هوشمند و یکپارچه با مشتریان، اعضا و عناصر کلیدی سازمان و سایر ذینفعان خود باشند. دوم– روابط عمومی ها در اجرای مدیریت دانش در سازمان پیشتاز شوند و از این طریق مجموعه های دانش و برنامه های ارتباط با مشتری، رقبا، تأمین کنندگان و منابع سیستم، قوانین و مقررات، تعامل با دولت، جامعه، گروه های ذینفع و مؤسسات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را مستند و با بسط و گسترش این تجربه ها در سازمان ارزش آفرینی کنند. سوم– اين واحدها علاقه، پیوستگی و ارتباط ذینفعان با سازمان را ارتقا بخشند و در این راه از جدیدترین فنآوری اطلاعات و ارتباطات بهره برند. بدیهی است ارتباط با ذینفعان و طی كردن فرآیند مذکور در سازمان های تجاری، تولیدی، خدماتي، آموزشي، علمی و فرهنگی اهميتي يكسان ندارند.هر يك از اين نكته ها جاي شرح و بسط و تحليل دارد كه يكي از رسالتهاي ماهنامه «مديريت ارتباطات» پرداختن به همين موضوعات است.
نام (الزامی)
ایمیل (الزامی)
وب سایت
من را از نظرات بعدی از طریق ایمیل آگاه بساز
گفتگو با حمید بقایی
گفتگو با هاشمی رفسنجانی
گفتگو با سید محمد حسینی
گفتگو با کمال خرازی
گفتگو با محسن رضایی
گفتگو با حسین توفیق
گفتگو با حسین انتظامی
گفتگو با مهدی کلهر
گفتگو با فاطمه طباطبایی
گفتگو با منوچهر متکی
گفتگو با حسن خجسته
گفتگو با محمد حسین صوفی
گفتگو با معصومه ابتکار
گفتگو با باقر لاريجاني
گفتگو با کاظم معتمد نژاد
گفتگو با جواد شمقدری
گفتگو با محمد جعفر محمد زاده
گفتگو با مسعود جزایری
گفتگو با رامین مهمانپرست
گفتگو با محمد هاشمی
گفتگو با احمد مسجد جامعی
گفتگو با سعید رضا عاملی
گفتگو با رضا تقی پور
گفتگو با علیرضا کریمی
گفتگو با صابر فیضی
گفتگو با پدرام پاک آیین
گفتگو با یحیی کمالیپور
گفتگو با مهدی محسنیانراد
گفتگو با محمد جواد آقاجری
گفتگو با شهیندخت خوارزمی