* سخنرانی احمدینژاد در «بنت الجبیل»، سمبل شکست اسرائیل است، زیرا در سال 2006 در جنگ 33 روزه اسرائیلیها گفتند ما میآییم این شهر را میگیریم و نخستوزیر و فرمانده ارتش اسرائیل در آنجا سخنرانی میکنند اما همچنان در آرزوی تحقق آن ماندهاند* اگر بخواهیم مقایسه کنیم، فقط زمانی که جمال عبدالناصر در دهه 60 یا 70 به نقطه مرزی سوریه و لبنان آمد، جمعیت زیادی از بیروت به سمت نقطه مرزی سوریه حرکت کردند و آن جمعیت واقعاً زیاد بود اما آقای احمدینژاد این رکورد را هم شکست
ماهنامه مدیریت ارتباطات بهدنبال سفر اخیر محمود احمدینژاد، رئیسجمهور اسلامی ایران به لبنان، در خصوص حاشیهها و دستاوردهای این سفر با غضنفر رکنآبادی، سفیر ایران در بیروت گفتوگویی انجام داده است.رکنآبادی در این گفتوگو ناگفتههایی را از تأکید رئیسجمهور بر افزایش ارتباط با برخی چهرههای لبنانی، انتقادات نخستوزیر لبنان از برخی مواضع ایران در جلسات، اختلاف میان رئیسجمهور لبنان و رئیس دانشگاه دولتی لبنان بر سر نانوسکوپ اهدایی رئیسجمهور ایران، ماجرای سنگاندازی احمدینژاد به سمت اسرائیل، واکنش تند برخی رسانهها به یکی از سخنرانیهای احمدینژاد به دلیل عدم درک آنان از مفهوم کلام رئیسجمهور، دلایل عدم اعلام تاریخ دقیق حضور رئیسجمهور در لبنان و... روایت کرد.رکنآبادی در خصوص بازتابهای سفر اخیر رئیسجمهور ایران به لبنان گفت: تحلیلگران برجسته جهانی تأکید داشتند این سفر یک سفر بسیار تأثیرگذار و موفقیتآمیز برای جمهوری اسلامی ایران بوده و دستاوردهای آن توسط هیچ طرفی قابل انکار نیست و به قول تلویزیون الجزیره «سفر بدون اشتباه» بوده است. این در حالیست که معمولاً با غرضورزیهایی که صورت میگیرد، کمتر به موفقیتآمیز بودن چنین سفری اعتراف میکنند. وی افزود: این سفر و بررسیهای مربوط به آن از حدود شش ماه قبل در دستور کار قرار گرفته بود. در آن زمان مجموعه نظرات کارشناسی وزارت امور خارجه بر انجام این سفر دلالت داشت؛ اینکه شرایط فعلی میطلبد چنین سفری برنامهریزی شود. بویژه اینکه آقای رئیسجمهور در طول دولت نهم به لبنان سفر نکرده بودند و بعد از پنج سال این سفر، اولین سفر ایشان به لبنان محسوب میشد. شرایط لبنان هم هیچوقت از نظر سیاسی، امنیتی و... شرایط ثابتی نبوده و همیشه حالت سیالی داشت، بنابراین ما باید با در نظر گرفتن همین شرایط سیال، تصمیم میگرفتیم آیا انجام این سفر لازم است یا خیر؟وی ادامه داد: حدود سه ماه قبل از سفر، انجام آن قطعی شد که دلیل این وقفه سه ماهه، سیال بودن شرایط در لبنان بود.رکنآبادی تأکید کرد که انجام این سفر در برنامه پیشنهادی او به رئیسجمهور برای تصدی سمت سفیر ایران در لبنان نیز ارائه شده بود.وی در تشریح برنامههای ارائه شده خود به رئیسجمهور برای سفارت لبنان گفت: از جمله موارد مطرح شده میتوان به گسترش روابط تجاری و اقتصادی و همکاریهای رسمی با دولت لبنان اشاره کرد. حجم همکاریهای اقتصادی ما در طول 32 سال روابط خوب با لبنان، سالانه 150 میلیون دلار بوده است اما این حجم در مقایسه با حجم مبادلات اقتصادیای که با بیش از 150 کشور دیگر داریم، بسیار ناچیز است. موضوعات دیگر مطرح شده به پرونده چهار دیپلمات ایرانی، پرونده امام موسی صدر، جذب حداکثری همه طرفهای سیاسی به سمت موضوع مقاومت و حمایت از مقاومت در صحنه لبنان بر میگشت. موضوع دیگر، تبیین کامل و شفاف مواضع و اصول جمهوری اسلامی ایران نسبت به کشورهای جهان و بویژه لبنان برای همه طرفهای سیاسی -که در ذهن بخش عمدهای از آنها این علامت سؤال وجود داشت که طرح ایران در لبنان چیست؟- بوده است.سفیر ایران در لبنان تصریح کرد: لازم بود تا در مقابل مواضع همیشگی رسانههای غربی و وابسته به صهیونیسم که همواره تبلیغ میکرده و مدعی بودهاند ایران در لبنان صرفاً به دنبال منافع سیاسی خودش است و از صحنه لبنان به عنوان یک پایگاه برای رسیدن به اهداف سیاسی خاص خودش استفاده میکند، این موضوع تبیین شود که بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، حمایت از مظلوم در دستور کار قرار دارد و بر اساس آموزههای امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری، ایران موظف به حمایت از ملتهای مظلوم جهان است. وی ادامه داد: این موضوع را به گروههای مختلف لبنانی هم اعلام کردهایم. خیلی جاها علامت سؤال ایجاد میشد. وقتی این مواضع اعلام میشد، میگفتند این مواضع شخصی شماست یا مواضع جمهوری اسلامی ایران؟ میگفتم نخیر؛ در قانون اساسی ما آمده است. اگر شما مراجعه کنید، میبینید در ابتدای قانون اساسی کشورمان آمده است.رکنآبادی در پاسخ به این پرسش که «یعنی شما حمایتی را که عدهای تلاش میکردند طی 32 سال گذشته بگویند بهطور پنهانی از ناحیه ایران صورت میگیرد، علنی کردید؟»، گفت: ما این موضوع را به عنوان موضع سیاسی جمهوری اسلامی ایران اعلام کردیم، یعنی در هیچ جا ما خجالت نمیکشیم بگوییم از مظلوم دفاع میکنیم بلکه سرمان را بالا میگیریم و میگوییم ما از ملتهای مظلوم در هر جا دفاع میکنیم و حداقل کاری که انجام میدهیم این است که موضع سیاسی خودمان را اعلام کرده و چیزی را پنهان نکنیم.وی تأکید کرد: قبلاً اینطور شفاف و صریح تبیین نشده بود یا رسانههای جمهوری اسلامی ایران توانایی و یارای رقابت با رسانههای صهیونیسم را برای رساندن این پیام و این موضع نداشتند و اگر هم میرساندند، آنها سعی میکردند مقابله و خنثی کنند.سفیر ایران در لبنان افزود: حداقل در دیدارهایی که من با گروههای سیاسی لبنان داشتم، آنها از وجود چنین اصلی در قانون اساسی ما که بر اساس آن ایران میتواند از ملتهای مظلوم صرفنظر از اینکه از چه طایفهای هستند، دفاع کند، ابراز بیاطلاعی میکردند، چون در اینجا آمریکا و صهیونیسم آمده بودند گفته بودند ایران در لبنان فقط بهدنبال حمایت از طایفه شیعی است. هدف ما این بود که بفهمند جمهوری اسلامی ایران چه مأموریتی را دنبال میکند و برای رسیدن به این موضوع در درجه اول روشنگری نسبت به مواضع جمهوری اسلامی ایران، یعنی همان موضوع حمایت از مظلومان، حائز اهمیت بود. البته برخی از آنها نگران بودند و اظهار میکردند «چه تضمینی وجود دارد که آقای رئیسجمهور هم همین مواضع را بگیرند؟ شما تأکید میکنید وحدت، وحدت ملی، استقلال و...، چه تضمینی دارد که دکتر احمدینژاد هم همین موضوعات را در سخنرانیهایشان مورد تأکید قرار دهند؟»وی در خصوص فشارهای غربیها به دولت لبنان برای لغو سفر احمدینژاد گفت: وقتی سیاستمداران آمریکایی و صهیونیستی و همپیمانان آنها فهمیدند سفر جدی است، فشار رسانهای و فشار بر سیاستمداران و دولتمردان لبنان را در دستور کار خود قرار دادند. آنها سه درخواست داشتند: اول، لغو کامل سفر، دوم، اگر موفق به اجرای حالت اول نشدند، تعویق سفر و سوم، اگر باز هم موفق به تأمین درخواست دوم نشدند، حداقل لغو سفر رئیسجمهور ایران به جنوب لبنان و این سه خواست بهطور جدی پیگیری میشد. وی ادامه داد: از سوی دیگر دائماً تبلیغ میشد که «این سفر، سفر یک رئیس دولت به یک دولت دیگر -دولت لبنان- نیست بلکه سفر یک رئیس دولت به مجموعهای خاص در این کشور –حزبالله- است. خیلی شما بزرگنمایی نکنید!» و ما برای اینکه این توطئه را خنثی کنیم، شبانهروز برای آمادهسازی اسناد همکاریهای اقتصادی و تجاری بین وزارتخانههای دو کشور تلاش کردیم و 20 وزارتخانه جمهوری اسلامی ایران با 20 وزارتخانه لبنان به هم مرتبط شدند. البته این یک حرکت تاکتیکی نبود، بلکه از استراتژیکترین اهداف ما در انجام این سفر بود. به هرحال، سفرهای کاری هیأتهای دو کشور حتی تا سطح وزیر انجام شد. این رفتوآمدها و مذاکرات باعث شد 16 سند همکاری آماده شود، در حالی که پیشبینی ما 6 یا 7 سند بود.رکنآبادی افزود: آمادهسازی این اسناد انگیزهای شده بود برای کسانی که ما هیچ ارتباطی با آنها نداشتیم تا با ما تماس بگیرند و برای همکاری اعلام آمادگی کنند. حتی از حزب کتائب که ما اصلاً روابطی با آنها نداشتیم، تماس میگرفتند که اسناد ما آماده است، بیایید ما هم میخواهیم سند همکاری امضاء کنیم. آقای سلیم الصایغ، وزیر امور اجتماعی و نایب رئیس حزب کتائب از جمله این افراد بودند. آقای امین جمیل، رئیسجمهور سابق لبنان و رئیس حزب کتائب زودتر از همه اسناد همکاری را پاراف کرد. آقای ولید جنبلاط، رئیس حزب سوسیال ترقیخواه هم همینطور؛ ایشان هم قبل از این سفر برای اولین بار به سفارت آمدند. ایشان به اینجا آمدند و مواضع مثبتی نسبت به جمهوری اسلامی ایران داشتند.سفیر ایران در لبنان در بخش دیگری از گفتوگوی خود با ماهنامه مدیریت ارتباطات، در خصوص میزان استقبال مردم لبنان از رئیسجمهور ایران گفت: در طول تاریخ لبنان برای هیچکس چنین استقبالی سابقه نداشته است. خود تحلیلگران و نویسندگان لبنانی نوشتند اگر بخواهیم مقایسه کنیم، فقط زمانی که جمال عبدالناصر در دهه 60 یا 70 به نقطه مرزی سوریه و لبنان آمد، جمعیت زیادی از بیروت به سمت نقطه مرزی سوریه حرکت کردند و آن جمعیت واقعاً زیاد بود اما آقای احمدینژاد این رکورد را هم شکست. جمعیت، فوق تصور بود. رکنآبادی در خصوص نتایج امضای اسناد همکاری بین ایران و لبنان در این سفر خاطرنشان کرد: لبنان این ظرفیت را دارد که حجم مبادلات ما با این کشور ظرف یکسال به یک میلیارد دلار برسد. کل ظرفیت لبنان برای ما 10 میلیارد دلار است. ما میتوانیم حداکثر ظرف پنج سال به این رقم برسیم. وی در خصوص یک سخنرانی رئیسجمهور که موجب بروز سوءتفاهمی میان گروههای لبنانی شده بود، گفت: هیچکس نتوانست نکته منفیای از این سفر درآورد. فقط یک نکته را آقای احمدینژاد در ورزشگاه بیروت و در جمع مردم لبنان مطرح کردند مبنی بر تشکیل جبهه بزرگ ملتهای مقاوم سوریه، لبنان، ایران، عراق و.... این موضوع را بخشی از جریانات به عنوان مستمسکی قرار دادند مبنی بر اینکه بالاخره بخشی از لبنانیها اینطور نیست که بیایند و در آن جبههای که ما میگوییم، حاضر شوند. در داخل ایران تصوری وجود دارد که «خب، اینها که از خودمان هستند». نه، اینطور نیست. اینجا هم جریانهای سیاسی مختلف وجود دارد. میگفتند «اینطور نیست که ما عضو یک جبهه باشیم. باید بیایند اول صحبت کنند، اگر ما پذیرفتیم، بعد بگوییم عضو این جبهه هستیم». رکنآبادی افزود: رسانههای لبنان در ارتباط با آقای احمدینژاد، این گفته را برجسته کردند. برای بازدید و شرح مسأله به روزنامه المستقبل رفتیم و اولین سؤالی که از ما کردند این بود که «این چه حرفی بود آقای احمدینژاد زد؟ اگر واقعاً شما دلتان برای لبنان میسوزد، اگر به دنبال وحدت ملی هستید، این حرف یعنی چه؟ این حرف ما را در تنگنا قرار میدهد». من گفتم «شما ادعا میکنید روزنامه المستقبل هستید و مستقیماً وابسته به آقای سعد حریری، نخستوزیر. خیلی خوب بود قبل از اینکه این سؤال را از من بپرسید، از ایشان میپرسیدید. با ایشان راجع با این موضوع صحبت کردید؟» گفتند «با این حرفها چه میخواهید به ما بگویید؟» گفتم «همین سؤال شما را آقای سعد حریری از آقای احمدینژاد پرسید. گفت: آقای احمدینژاد! این محور صحبتهای شما چی بود؟ اگر شما بخواهید این کار را کنید، باید از دولت اجازه بگیرید. آقای احمدینژاد هم گفتند من دولتها را نگفتم. گفتم ملتهای مقاوم منطقه -سوریه، ایران، لبنان، ترکیه و عراق-. این را که گفتند، آقای نخستوزیر شما خیلی خوشحال شد و گفتند این که خیلی عالیست. خیلی عالیست. برای ما یک مقدار سوءتفاهم شده بود، چون ما به تنهایی به عنوان یک کشور بهای همه تجاوزات را میپردازیم. این خیلی عالیست که همه ملتها با هم ابراز همبستگی کنند تا بقیه هم این بها را بپردازند. ما به تنهایی توان نداریم، تحمل نداریم و ما خوشحال میشویم آن چیزی را که شما گفتید، محقق شود».سفیر ایران در لبنان در خصوص جمعبندی خود از سفر رئیسجمهور به این کشور گفت: من در مجموع نقطه ضعفی نمیبینم. تمام سخنرانیها در جاهای مختلف متناسب با جمع بود. وی در خصوص سخنرانی رئیسجمهور ایران در «بنت الجبیل» و دلایل انتخاب این محل برای سخنرانی اظهار داشت: آنجا به عنوان یک رمز و به عنوان سمبل شکست اسرائیلیها بوده است. این منطقه تا سال 2000 در اشغال اسرائیلیها بود. سال 2000 آنها فرار کردند. 2006 در جنگ 33 روزه گفتند ما میآییم این شهر را میگیریم و نخستوزیر و فرمانده ارتش اسرائیل در آنجا سخنرانی میکنند. آنها هنوز در آرزوی تحقق چنین روزی ماندهاند اما آن اتفاق توسط احمدینژاد افتاد. یعنی به جای اینکه نخستوزیر اسرائیل بیاید آنجا سخنرانی کند، احمدینژاد رفت و سخنرانی کرد. این سخنرانی به عنوان سمبل شکست اسرائیل است. خیلی تلاش کردند که اگر احمدینژاد به جنوب میرود، به «بنت الجبیل» نرود.
نام (الزامی)
ایمیل (الزامی)
وب سایت
من را از نظرات بعدی از طریق ایمیل آگاه بساز
گفتگو با حمید بقایی
گفتگو با هاشمی رفسنجانی
گفتگو با سید محمد حسینی
گفتگو با کمال خرازی
گفتگو با محسن رضایی
گفتگو با حسین توفیق
گفتگو با حسین انتظامی
گفتگو با مهدی کلهر
گفتگو با فاطمه طباطبایی
گفتگو با منوچهر متکی
گفتگو با حسن خجسته
گفتگو با محمد حسین صوفی
گفتگو با معصومه ابتکار
گفتگو با باقر لاريجاني
گفتگو با کاظم معتمد نژاد
گفتگو با جواد شمقدری
گفتگو با محمد جعفر محمد زاده
گفتگو با مسعود جزایری
گفتگو با رامین مهمانپرست
گفتگو با محمد هاشمی
گفتگو با احمد مسجد جامعی
گفتگو با سعید رضا عاملی
گفتگو با رضا تقی پور
گفتگو با علیرضا کریمی
گفتگو با صابر فیضی
گفتگو با پدرام پاک آیین
گفتگو با یحیی کمالیپور
گفتگو با مهدی محسنیانراد
گفتگو با محمد جواد آقاجری
گفتگو با شهیندخت خوارزمی
گفتگو باعلیاصغرشعردوست
گفتگو با باقر ساروخانی