مجریان تلویزیون ایجاد چالش در سطوح مختلف را بلد نیستند * خود رئیسجمهور مصاحبهگرانش را انتخاب میکند
تاثیر سیاستگذاریهای رسانهای بر فرایند مصاحبههای تلویزیونی و محدودیت هایی از این رهگذر برای مصاحبه گران خلق میشود، عمده ترین محور میزگردی است که ماهنامه «مدیریت ارتباطات» با حضور دکتر فریدون وردی نژاد، استاد ارتباطات و آقایان علی درستکار و محمدرضا شهیدیفر مصاحبه گران تلویزیونی برگزار کرده است؛ میزگردی که نکات جالب توجه زیادی داشت اما مهمترین قسمت آن جایی بود که مجری مشهور شبکه اول سیما، ادعا میکند که مصاحبه کنندگان با رئیس جمهور توسط خود وی انتخاب میشوند. در ادامه به برخی قسمتهای مهم از مسائل مطرح در این میزگرد اشاره میشود. در بخشی از این میزگرد، شهیدیفر با اشاره به اینکه محدودیتها معمولا چیزهایی هستند که مجریان پشت آن پنهان میشوند، تأکید میکند که سهم چندانی برای آنها در نابسامانیهای گفتوگوهای تلویزیونی قائل نیست. وی در ادامه نکته جالب توجهی را مطرح میکند: «در کشور ما سلیقهای بودن ممیزیها بهتر از مشخص بودن و مدون بودن آنهاست». وی معتقد است به جهت اینکه فضای شفاهی و تلقیهای شخصی در جریان مدیریت رسانهای ما حاکم است، بنابر این همین وضعیت موجود بهتر است از اینکه ما در یک سیستم تعریف ناپذیر بخواهیم به سمت تعریف برویم. شهیدیفر در اثبات نظریه اش مدعی میشود که در ایران حتی بین دو مدیر و حتی بین دو استاد ارتباطات هم نمیتوان یک تلقی واحد از رسانه پیدا کرد. وی ادامه میدهد: «در کشوری که هنوز تلقی واحدی از رسانه وجود ندارد، درخواست نظامنامه و سیستم کمی زود است.» وی در این زمینه نظریات خود را اینگونه ادامه میدهد: «در حال حاضر مدیران رسانه نگاه مشخصی به رسانه ندارند. اگر مجموعه کار به نظر آنها مثبت بیاید کفایت میکند. آنها اجزا را نمیشناسند، به همین دلیل بهتر است به آنها اجازه ورود به اجزا را ندهید. اگر خروجی شما به هر نحوی به آنچه آنها میخواهند نزدیک باشد کفایت میکند. آنها دیگر کاری به اجزای کار ندارند چون اصلاً با این اجزا آشنا نیستند. حالا ما در این شرایط مدام «سیخونک» میزنیم که «آقا بنویسید ما چه کنیم و چه نکنیم، کجا برویم و کجا نرویم». آقا! از آدمی چیزی میخواهید که نمیداند، تمام شد و رفت.» وردی نژاد نیز در ادامه نسبت به این نظریه واکنش نشان میدهد و تأکید میکند که عدم شفافیت و مشخص نبودن معیارها اگر هم حتی موقتا قدرت مانوری به مجریان بدهد، آنها نباید آنرا بپذیرند. وی در ادامه تأکید میکند که عدم شفافیت شلختگی به بار میآورد. بپذیریم که مسؤولیت، شفافیت، پاسخگویی و قانونپذیری نعمات الهی هستند. استاد ارتباطات دانشگاه تهران در ادامه یادآور میشود که در صورت وجود قانون، حتی اگر به آن عمل هم نشود، حداقل معلوم میشود که متخلف کیست. وی میافزاید: قانون ضعیف و ناقص داشتن بهتر از بی قانونی است. بی قانونی معنای شهر صد کلانتر دارد. در بی قانونی هیچ کس سود نمیکند. در ادامه علی درستکار نیز وارد بحث میشود و انتقاداتی را به صداوسیما وارد میکند: «من خودم بارها به آقایان گفته ام که من وقتی قرار است برنامهای اجرا کنم و بالای سن بروم، کلی لقب و احترام برایم میتراشید، میشوم مجری الگو و قس علیهذا، اما وقتی شب میخواهم وارد سازمان شوم مرا از درب راه نمیدهید. باور کنید مثلا طرف وقتی مرا میبیند به شکل زنندهای میپرسد اسمتان چیست، اسم کوچکتان چیست.» در ادامه میزگرد بحث به ایرادهای وارد بر گفتوگوگران میرسد و درستکار در جواب این سؤال که چرا گفتوگوگران در گفتوگو با مقامات از جمله رئیس جمهور مرعوب میشوند و انتظارات را پاسخ نمیدهند، میگوید:«اگر قرار بود آن نترسد، رئیس جمهور موافقت نمیکرد که با او گفتوگو کند. چون میدانید که مصاحبه کنندگان را خود دفتر ریاست جمهوری انتخاب میکند. برای همین هم هست که میبینید افراد متنوع هستند، حتی خبرنگار فیکس رویدادهای ریاست جمهوری هم متنوع هستند.» در ادامه شهیدیفر نیز وارد این بحث میشود و نکتهای را یادآوری میکند: «یادتان هست که یکبار مشاور آقای رئیس جمهور مسؤولیت گفتوگو با ایشان را در تلویزیون بر عهده داشت؟ شما به من بگویید کجای دنیا تاکنون دیده شده است که مشاور رئیس جمهور در تلویزیون آن کشور به عنوان مصاحبه گر با رئیس جمهور گفتوگو کند؟» شهیدیفر در رابطه با ناتوانیهای مجریان اینگونه اظهار نظر میکند که اگر مجری بلد باشد گفتوگو را به مثابه یک «درام» طراحی کند، مطمئنا بیننده عام هم جذب خواهد شد. وی در ادامه تأکید میکند که متاسفانه اکثر مجریان توانایی این کار را ندارند. آنها ایجاد چالش در سطوح مختلف را بلد نیستند. فکر میکنند باید به زور دعوا درست کنند و دعواهای قلابی و بی مزه درست میکنند که طبیعتا بیننده جذب آن نمیشود. این چهره مشهور تلویزیونی میافزاید: مجریان به دلیل اینکه تضاد را به شکل واقعی نمیشناسند، در طراحی گفتوگو درمی مانند. همه ما فکر میکنند تضاد یعنی اینکه ما در حال گفتوگو با یک وزیر باشیم و مدام بر وی بتازیم که چرا مثلا فلان بودجه را اینگونه خرج کردی، چرا آنگونه عمل کردی، چرا مثلا آدم نالایقی هستی و...، اگر از این سطح خارج شود، متاسفانه دیگر بلد نیستند تضاد ایجاد کنند. در ادامه درستکار طی یک اظهارنظر عجیب مدعی میشود که مخاطب نباید انتظار داشته باشد مجری مطابق خواستههای او رفتار کند، او تأکید میکند که مجری باید مصلحت مخاطب را در نظر بگیرد، اظهار نظری که با واکنش وردی نژاد مواجه میشود و او میگوید مصلحت چیزی است که خود مخاطب تشخیص میدهد. این بحث و جدل در انتها منجر به شکلگیری یک مدل صحیح برای فعالیت رسانه منجر میشود؛ «اگر رسانه را یک بردار در محور مختصات در نظر بگیریم، یکی از محورها مربوط به خواست مخاطب و افکار عمومی است و محور عمود بر آن مربوط به دستکاری و مدیریت افکار عمومی، به نظر من منطقی و صحیح این است که اولاً کارکرد رسانه باید سیال و منعطف باشد و ثانیاً باید در وسط این دو محور حرکت کند و به هیچ کدام از آنها بیش از اندازه نزدیک نشود. یعنی رسانه باید از یک سمت با افکار عمومی مطابقت داشته باشد، از سمت دیگر هم مصالح عمومی را فراموش نکند. »
نام (الزامی)
ایمیل (الزامی)
وب سایت
من را از نظرات بعدی از طریق ایمیل آگاه بساز